عبارت جستجو:

تعداد نتایج: 12

مرتب سازی بر اساس: به صورت:

موضع هایدگر به عنوان یک فیلسوف درباره‌ی یزدانشناسی و ایمان به چه صورت است؟ دیدگاه هایدگر درباره‌ی ایمان و یزدانشناسی از چه قرار است؟ فلسفه‌ی دین اصولا برای هایدگر به چه معناست؟ اینکه هایدگر به عنوان یک فیلسوف، وظیفه‌ی خود را آشکار ساختن مفاهیم هستی‌شناسانه‌ی پدیداری همچون ایمان می‌داند. و درباره‌ی محتوای خاصّ پدیداری همچون ایمان موضع‌گیری نمی‌کند. چرا که محتوای خاصّ ایمان تنها از طریق گونه‌ای سرسپردگی شخصی نسبت بدان حاصل می‌شود. انتقاد هایدگر به فلسفه‌ی دینی که نسبت به واق ...

این جستار در پی آن است که نقش زمان را در معرفت‌شناسی و وجود‌شناسی فلسفه‌ی کانت و هایدگر مورد بررسی قرار دهد. به همین منظور پایان‌نامه‌ی حاضر در سه بخش تدوین شده است. بخش نخست در پی دست‌یابی به معانی کلی و عام زمان نزد دو فیلسوف است. در بخش دوم، با اشاره به فلسفه‌ی هر دو فیلسوف سعی شده است تا نقش زمان در مباحث وجودشناسی آن‌ها مورد بررسی قرار گیرد. در این‌جا، سعی شده تا با توجه به تفسیری که هایدگر از فلسفه‌ی کانت داشته است به تقریب آراء آنان در باب نقش زمان در وجودشناسی نیل شو ...

در تفکر جديد آدمي به فاعل شناسا و جهان به امتداد صرف و متعلّق شناسايي تبديل شده است. حاصل اين تفکر جدايي بين عالم و آدم و بيگانگي آدمي از جهان است. تلاش هيدگر آن است که بار ديگر بين جهان و انسان قرابتي را که تا پيش از دوره جديد وجود داشته است، احيا کند. او بويژه در دوره متأخر خويش مي کوشد تا با تأمل بر معاني حقيقت، سکني گزيدن، ساحت قدس، زبان و عالم بر اين دوگانگي غلبه کند. عالم در نظر او واجد چهار وجه است : فانيان(انسانها)، قدسيان، آسمان و زمين. آدمي با فراخوانده شدن از سوي ه ...

آنچه با عنوان مطالعه و تحقیق پیرامون تاریخ و ماهیت هنر دینی و اسلامی انجام شده از جهاتی قابل تامل است. کم رنگ بودن نگاه اثباتی، رویکرد ابژکتیو به هنر اسلامی و عدم توجه به جهش های تاریخی هنر اسلامی در این مطالعات خودنمایی می کند. از این رو پایان نامه حاضر با بررسی موضوع از حیث غایت به دنبال رفع نقایص مذکور بوده است، ضمن آنکه هنر را از دریچه غایت دیدن مزایای خوبی نیز دارد. اول اینکه پرسش از غایت نسبت به پرسش از چیستی یک موضوع دارای تقدم رتبی بوده و سپس در ایجاد پویایی و حرکت م ...

در این نوشتار تلاش شده است تا ضمن نمایاندن خطوط اصلی اندیشه های هانس-گئورگ گادامردر باب زبان و نقش و اهمیّت آن در هرمنوتیک فلسفی وی، به مقایسه ی آراءِ گادامر با ویتگنشتاین متأخّر نیز پرداخته شود. در عین حال نمی توان از تأثیر هایدگر بر گادامر نیز چشم پوشید. فلاسفه در سنّت های مختلف فلسفی بارها به بحث زبان پرداخته اند،اماگادامر طرحی نودرانداخت. گادامر بنیان هستی شناسی را در زبان می داند.از نظر وی میان زبان و فهم رابطه ای عمیق حاکم است، به گونه ای که اگر زبانی نباشد فهمی رخ نمی ...

چنانکه از عنوان رساله پیداست دغدغه‌ی من دو مفهوم اصلی در هرمنوتیک فلسفی گادامر است؛ یعنی پیشداوری و تاریخمندی. بعلاوه تمام تلاش بر این بود که این دو مفهوم از عصر روشنگری تا آنجا که در هرمنوتیک گادامر نقشی محوری می‌یابند دنبال شوند. پیشداوری واجد دلالات مثبت و منفی است. چنانکه در عرف عام به ارزشیابی و داوری مغرضانه و بدون شواهد و دلایل کافی اطلاق می‌گردد. پس از هایدگر که این بحث را در قالب پیش- داشت، پیش- دید و پیش- مفهوم در فرایند فهم مطرح ساخت این مفاهیم با نام پیشداوری در ...

تبیین وجودی معرفت، پژوهشی است در باب بنیانهای پیشین معرفت بشری. معرفت بشری، مبتنی بر نوعی حضور و دادگی پیشین اشیاء است؛ اما فهم چگونگی این دادگی پیشین و حضور اشیاء محقق نمی‌شود مگر در پرتو فهم ساختار وجودی انسان و نسبت آن با حقیقت وجود به عنوان بنیان همه ظهورات و تعینات موجودات به منزله متعلقات شناسایی. لذا تبیین وجودی معرفت تلاشی است در جهت فهم این نسبت و چگونگی ابتناء معرفت بر چنین نسبتی. از نظر هیدگر، رابطه معرفتی(رابطه سوبژه‌‌ـ ابژه)، به هیچ وجه بنیان و اساس ارتباط و تع ...

هیدگر به عنوان فیلسوفی قائل به «تاریخی نگری» شناخته شده اما چند و چونه این اندیشه و مراد وی از تاریخ آن گونه که شاید و باید شناخته نشده است. این رساله در تلاش است نگاه هیدگر به تاریخ را در آثار وی و به طور خاص در کتاب هستی و زمان نشان دهد. رساله ، نگاه تاریخی هیدگر را در دیگر آثار وی نیز دنبال کرده و کوشش می کند مؤلفه هایی را که متعلق به متفکران پیش از اوست و در تلقی هیدگر از تاریخ مؤثر افتاده است، مد نظر آورد و نسبت آنها را با اندیشه ی هیدگر تبیین کند. تاریخ به معنای متعارف ...

به فلسفه هایدگر باید به عنوان راه نگریست او تمام کاوشهای فلسفی اش را بدین پرسش معطوف داشت که وجود چیست و همین ÷رسش به چه معناست؟ به فلسفه هایدگر باید به عنوان یک راه نگریست ذیرا به گفته خود ائ اقتضائ ذاتی پرسشی که او بدان پرداخته همین است واز وجود پرسیدن بایدموضوع اصلی تفکر باشد هایدگر از رهگذر اندیشه ای که از حقیقت آغاز می کند بار دیکر متافیزیک را مورد سوال قرار میدهد وآن را برای دستیابی به پرسش از وجود ناکافی میداند.زیرا متافیزیک وجود را به عنوان امری گشوده و ظهور نمی شناسد ...