هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی کیفی سازگاری پس از طلاق در زنان مطلقه بود. روش این پژوهش کیفی بوده و جهت اجرای آن از نظریه زمینه ای استفاده گردید. مشارکت کنندگان این پژوهش را زنان مطلقه شهر اهواز تشکیل دادند که از میان آنها ۱۹ زن مطلقه به روش هدفمند-داوطلب مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها بر اساس رویکرد پژوهشیِ نظریه زمینه ای در قالب سه مرحله کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ماحصل مرحله کد گذاری باز، ۱۸ مقوله عمده در ارتباط با سازگاری پس از طلاق بود. در کد گذاری محوری بر اساس مقولات عمده پژوهش به ارائه یک مدل مفهومی پرداخته شد و نهایتاً در مرحله کد گذاری گزینشی، مقوله مرکزی پژوهش تعیین و یافته های پژوهش در قالب یک سیر داستانی بیان شده است. یافته های پژوهش نشان داد که سازگاری پس از طلاق به شکل داشتن یک زندگی نرمال، توانایی مدیریت نیازها، رضایتمندی و دوری از تنش ها نمود پیدا می کند. این مسئله متأثر از برخی شرایط علّی نظیر: حمایت خانواده و اطرافیان، رویارویی مذهبی، صبوری کردن، مدیریت بهینه اقتصادی، ارتباط با اجتماع واطرافیان و فرزندان منشا مقاومت است. زمینه خانوادگی و تربیتی و نیز زمینه های موجود در دوران ازدواج از جمله عوامل زمینه ای موثر بر سازگاری پس از طلاق محسوب می شوند. تمرین خوداندیشی با مطالعه و درگیر شدن در فعالیت های ورزشی و سرگرم کننده، شرایط مداخله گری هستند که سازگاری پس از طلاق را افزایش می کند. آنان در مواجهه با طلاق استراتژی ها و راهبردهایی چون جستجوی کمک های تخصصی، تمرکز بر شغل و ادامه تحصیل و نیز استفاده از مهارت های حل مسئله را برای کسب سازگاری به کار می گیرند. پیامد های فردی، اجتماعی و خانوادگی پیامدهایی هستند که به دنبال سازگاری پس از طلاق به وجود می آیند. در نهایت امر، «سازگاری پس از طلاق: فرایندی فردی، خانوادگی و اجتماعی برای کسب استقلال و آرامش» به عنوان کد گزینشی از دل همه داده ها و یافته های پژوهش حاضر، استخراج گردید.
کد نوشتار : 384518