چکیده: هدف اصلی این رساله تشریح مفهوم جهان در بوطیقای نیما یوشیج است. این هدف بالذات هدفی فلسفی است، چرا که هر تلاشی برای تعریف جهان در کنه خود امری‌ست فلسفی. این هدف ما را رهنمون می‌شود تا بتوانیم چرایی و چگونگی تغییرات بنیادینی را ببینیم که خود نیما و دیگران در کار ادبی او می‌بینند. در آغاز کوشیده‌ایم جهان در اندیشه‌ی فلسفی و دسته‌بندی این مفهوم را در قالب جهان عینی، جهان ذهنی، جهان بین‌الاذهانی و زیست جهان بکاویم و بر این اساس اوصاف عام مفهوم جهان نزد نیما را بررسی کنیم. برای شناخت جهان در آثار نیما مفهوم کلان دیگری وجود دارد که به تقریب در بسیاری جاها هم‌پوشان و مترادف با مفهوم جهان است و آن مفهوم چیزی نیست جز طبیعت. از این قرار، ما با پی‌گرفتن تطورات مفهومی و معنایی طبیعت در بوطیقای نیما تلاش کرده‌ایم تا تعریف جهان در بوطیقای او را کشف کنیم. همین امر خود سبب ترتیب و سلسله مراتبی شده است. برای تعریف جهان نیازمند تعریف طبیعت شده‌ایم. برای تعریف طبیعت از وجوه مختلفی که در کار نیما وجود دارد یاری گرفته‌ایم تا نشان دهیم او در تعاریف خودش اشیا و انسان و گیاهان و حیوانات را چگونه در‌می‌یابد. نسبت‌ این چیزها در تعریف‌های مختلف نیما از طبیعت هر بار دستخوش تغییر می‌شود و همین تغییرات مدوام، جهان او را جهانی پرتغییر می‌سازد.نیما در نهایت با پذیرفتن اصل ثابت تغییر و حرکت، بر بخشی از کشمکش‌های درونی‌اش بر سر تعاریف فائق می‌آید اما طمانینه و آرامشش را گویی در تعریف جهان زندگی است که پیدا می‌کند. هر چند رسیدن به این مفاهیم او را ساکن و راکد نمی‌کند اما شور و تلواسه و بی‌قراری‌ها کنار می‌روند و جای خودشان را به ابهاماتی می‌دهند که نشان از طرز مواجهه‌ی نیما با اعماق زندگی و جهان دارند. واژگان کلیدی: جهان، طبیعت، بوطیقا، زیست جهان، جهان بین‌الاذهانی، جهان عینی، جهان ذهنی.
کد نوشتار : 383573