هدف این پژوهش بررسی نقش سرمایه فکری و فرهنگ سازمان یادگیرنده بر یادگیری غیررسمی و تسهیم دانش در مجتمع فنی تهران بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه‌ی کارکنان شعب و نمایندگی‌های مجتمع فنی تهران تشکیل داده است که در مجموع دارای 300 نفر کارمند بود. با استفاده از جدول کرجسی مورگان تعداد 169 نفر به عنوان نمونه انتخاب‌شده و مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین برای روش نمونه‌گیری از روش تصادفی طبقه‌ای نسبتی، که طبقات به نسبت حجم شعب و نمایندگی‌ها انتخاب شدند؛ استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز برای هر متغیر از طریق پرسشنامه، جمع‌آوری شد: یادگیری غیررسمی با استفاده از پرسشنامه‌ی شلی و برگ (2008)، فرهنگ سازمان یادگیرنده با استفاده از پرسشنامه‌ی وات کینز و مارسیک(2004)، تسهیم دانش با استفاده از پرسشنامه‌ی جکوبز و رووت(2007) و سرمایه فکری سازمان با استفاده از پرسشنامه‌ی بونتیس (2004). تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و Amos صورت گرفت. یافته‌های این پژوهش نشان داد که بین متغیرهای سرمایه فکری و یادگیری غیررسمی رابطه مثبت و معناداری وجود نداشته و افزایش یکی، کاهش دیگری را به دنبال دارد. اما بین متغیرهای سرمایه فکری و تسهیم دانش و نیز سرمایه فکری و فرهنگ سازمان یادگیرنده، همچنین فرهنگ سازمان یادگیرنده و یادگیری غیررسمی رابطه مثبت و معناداری وجود داشته که در هر سه حالت افزایش یکی افزایش دیگری را نیز نتیجه می‌دهد. همچنین دو متغیر تسهیم دانش و سرمایه فکری خود دارای تأثیر مستقیم و معنادار می‌باشند اما با توجه به معنادار شدن دو مسیر مستقیم تأثیر سرمایه انسانی و تسهیــم دانش بر فرهنگ سازمان یادگیرنده می‌توان نتیجه گرفت که متغیر فرهنگ سازمان یادگیرنده می‌تواند نقش میانجی را در رابطه بین دو متغیر ایفا کند. و نیز مسیر مستقیم دو متغیر سرمایه فکری و یادگیری غیررسمی معنادار نیست اما مسیر مستقیم سرمایه فکری و فرهنگ سازمان یادگیرنده و نیز مسیر مستقیم فرهنگ سازمان یادگیرنده و یادگیری غیررسمی معنادار شده‌اند که بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که دو متغیر سرمایه فکری و یادگیری غیررسمی دارای تأثیر مستقیم نمی‌باشند اما به میانجی‌گری متغیر فرهنگ سازمان یادگیرنده می‌توانند دارای تأثیر باشند.
کد نوشتار : 373710