همواره این تردید وجود داشته است که آیا اول یاد گیرندگان می تواند روند یادگیری زبان خارجی را تسهیل کند یا نه؟از آنجایی که نوشتن به زبان خارجی پدیده ای پیچیده است ، به نظر می رسد نقش اول یادگیرندگان و تاثیر آن در نوشتن به زبان خارجی از اهمیت ویژه ای در این زمینه برخوردار باشد. تحقیق حاضر در نظر داشته است که نقش اول ( ترکی ) و زبان دوم ( فارسی) ترک زبان آموزان انگلیسی در چگونگی نگارش آنها به زبان خارجی ( انگلیسی ) را مورد مطالعه قرار دهد. برای تحقیق اهداف این تحقیق، 30 نفر از انگلیسی زبان آموزان که ترک زبان بودند و زبان فارسی به عنوان زبان دوم آنها و زبان رسمی کشور ایران بود، از طریق برگزاری یک آزمون تعیین سطح و در سطح Upper - intermediate انتخاب شدند. داده ها از طریق برگزاری سه جلسه نگارش ( که در هر جلسه شرکت کنندگان متنی به انگلیسی نوشتند که در متن اول از زبان اول ( ترکی) و در دیگری از زبان دوم ( فارسی) و در نگارش سوم از زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی استفاده کردند؟) و با استفاده از روش بیان اندیشه، جمع آوری شد که از طریق این پروتکل از شرکت کنندگان خواسته شده بود که آنچه در ذهن دارند را به زبان آورده و گزارش دهند تا با استفاده از یک ضبط صوت ضبط شود.به علاوه، یک نظر سنجی جهت اطلاعه از نظرات شرکت کنندگان در مورد هر نوع نگارش انجام شد.تجزیه و تحلیل داده هایی که از اصلاح نوشته های شرکت کنندگان به دست آمده بود، نشان داد که استفاده محض از زبان اول یا زبان دوم در نگارش به زبان خارجی به هیچ وجه برای شرکت کنندگان کمک کننده نبود و آنها عملکرد بهتری در نگارش به همان زبان خارجی نسبت به دو نوع نگارش دیگر داشتند. همچنین این نتیجه به دست آمد که70 درصد از یادگیرندگان در شکل دهی به نظراتشان با استفاده از زبان اول با مشکل مواجه بودند. به علاوه ، حدود 77 درصد از آنها ادعا کردند که حتی در نوع نگارش مستقیم هم در مواقعی که نمی توانستند کلمه یا عبارت مناسبی به انگلیسی بیابند از زبان دومشان ( فارسی) استفاده کردند. به نظر می رسد تحقیق حاضر بتواند خط مشی های مفیدی هم برای معلمان زبان خارجی و هم زبان آموزان زبان خارجی درباره تاثیراتی که زبان ترکی به عنوان زبان اول و زبان فارسی به عنوان زبان دوم در نگارش زبان آموزان به زبان خارجی دارند را فراهم آورد.