سابقه و هدف: مطالعه حاضر قصد داشت تا توافق بین MLSS با HRDP بدست آمده از دو آزمون متفاوت دویدن فزاینده در مردان جوان ورزشکار و غیرورزشکار را بررسی نماید. روش: 10 مرد جوان کشتی گیر (3/1±0/19 سال) و 9 مرد جوان غیرورزشکار (1/2±0/22 سال) تحت انجام آزمون های MLSS قرار گرفتند. داده های ضربان قلب در طول آزمون دویدن استاندارد]افزایش های سرعت 1km/h و 0.6km/h در هر 60 ثانیه به ترتیب برای ورزشکاران و غیرورزشکاران[ و آزمون دویدن کوتاه شده ]افزایش های سرعت 1km/h و 0.5km/h در هر 30 ثانیه به ترتیب برای ورزشکاران و غیرورزشکاران[ با استفاده از تله متری بدست آمد. HRDP با استفاده از مدل S.Dmax تعیین شد. برای تعیین توافق از مدل گرافیکی بلاند-آلتمن و روش آماری Intraclass correlation coefficient (ICC) استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین ضربان قلب روش مبنا (HRMLSS) باHRDP بدست آمده از آزمون استاندارد (HRDPstand) در ورزشکاران توافق قوی برقرار است (ICC= 0.91 ؛±1.96; 95% CI= -2.4 to +7.7 b/min). بین HRMLSS و HRDP بدست آمده از آزمون کوتاه شده (HRDPshort) در ورزشکاران توافق ضعیف مشاهده شد (ICC=0.09 ؛ ±1.96; 95% CI= -9.7 to +18.8 bpm). نتایج نشان داد که بین HRMLSS با HRDPstand در غیرورزشکاران توافق خوب وجود دارد (ICC=0.81 ؛±1.96; 95% CI= -6.3 to +7.9 bpm). بین HRMLSS و HRDPshort در غیرورزشکاران توافق ضعیف مشاهده شد (ICC=0.19؛ ±1.96; 95% CI= -8.3 to +18.1 bpm). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که HRDP وابسته به آزمون بوده و تغییرات شتاب و زمان آزمون باعث تغییر در محل رخداد HRDP می شود. همچنین از نتایج چنین استنباط می شود که احتمالا آزمون استاندارد (و نه آزمون کوتاه شده) برای تجویز شدت تمرین در هر دو ورزشکاران و غیرورزشکاران می تواند که به جای روش مبنا مورد استفاده قرار بگیرد. لزوم بررسی بیشتر در این زمینه با بکارگیری تعداد آزمودنی های بیشتر و در هر دو جنس و انواع رشته های ورزشی توصیه می شود.