امروزه، دیگر انجام فعالیت‌های سنتی و مرسوم توسط دانشگاه‌ها، جوابگوی شرایط متغیر محیطی نیست، لذا تعریف مأموریت جدید برای دانشگاه‌ها، آن‌ها را برای رویارویی با این شرایط آماده می‌کند. این مأموریت جدید، همان "کارآفرینانه بودن" دانشگاه است. بااین‌وجود، اگرچه برخی از دانشگاه‌های ایران به سمت تعریف این مأموریت و اجرای آن در دانشگاه خود حرکت کرده-اند ولی از شاخص‌ها و مدل‌های مناسب ارزیابی وضعیت و جایگاه خود در این خصوص، آگاهی کافی ندارند، که این موضوع می‌تواند انگیزه سرمایه‌های کارآفرینانه سازمان که همان منابع انسانی دانشگاه ‌می‌باشند را از بین ببرد، بنابراین داشتن روشی برای سنجش و تعیین وضعیت عملکرد کارآفرینانه دانشگاه‌ها اهمیت خود را نشان می‌دهد. پژوهش حاضر به‌دنبال آن ‌است که مدلی را برای ارزیابی عملکرد کارآفرینی دانشگاهی طراحی نماید. بدین منظور ابتدا با بررسی ادبیات و پیشینه موضوع و استخراج شاخص‌های مناسب برای ارزیابی عملکرد کارآفرینی دانشگاهی و پالایش شاخص‌های مهم‌تر از بین آن‌ها بر اساس نظر خبرگان؛ این شاخص‌ها را در مدل فرآیندمحور ارزیابی عملکرد کارآفرینی دانشگاهی که از ادبیات تحقیق گرفته‌شده‌است، جایگذاری کرده و سپس به کمک تکنیک دیمتل، روابط بین این شاخص‌ها را تعیین و با استفاده از نتایج حاصل از تکنیک دیمتل، پرسشنامه فرآیند تحلیل شبکه‌ای، طراحی شده و نتایج آن برای تعیین وزن و اولویت‌بندی شاخص‌ها استفاده گردید. همچنین در این پژوهش، وضعیت دانشگاه مورد مطالعه نیز براساس پرسشنامه سنجش وضعیت کارآفرینی سنجیده شده‌است. نتایج نشان داد که از بین 60 شاخص استخراج‌شده از ادبیات تحقیق 24 شاخص مهم‌ بوده و در نتایج تکنیک دیمتل نیز مشخص گردید که شاخص‌های رهبری، چشم‌انداز و استراتژی، به‌ترتیب به‌عنوان اثرگذارترین شاخص‌ها و شاخص‌های علت بوده‌اند، همچنین نتایج روش فرآیند تحلیل شبکه‌ای نیز نشان‌داد که شاخص‌های رهبری، فرهنگ و استراتژی به‌ترتیب بیشترین وزن را به خود اختصاص داده‏اند. نتایج حاصل از خروجی پرسشنامه سنجش وضعیت کارآفرینی نیز نشان‌داد که وضعیت دانشگاه موردمطالعه در هیچ‌یک از شاخص‌ها؛ به صورت تک‌تک، براساس هر مرحله از مدل فرآیندمحور و به‌صورت کلی، مطلوب نیست.