تحقق وحی در برهه ای از تاریخ و استفاده از ادبیات رایج عصر بعثت از یک سو و نقد کتابهای مقدس از سوی دیگر، این شبهه را در ذهن بعضی از مستشرقان و روشنفکران ایجاد کرده اند که قرآن، محصول و مخلوق زمان خویش است و در برهه ای از تاریخ با صبغه تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی خاص و متناسب با آگاهیها و شرایط معین مخاطب آن تحقق یافته است و در بیان عقاید نیز به جنبه هایی از عقاید و دیدگاههای عصر خود توجه می کند و لازمه این کلام، نفی جاودانگی احکام و آموزه های قرآنی است؛ درحالی که قرآن آمده است تا فرهنگ زمانش را اصلاح و فرهنگ قرآنی را جایگزین کند. به همین جهت از یکسو متناسب با آگاهیها و شرایط معین مخاطبش از عنصرهای مختلف این فرهنگ در راستای هدفهای نزولش بهره می گیرد؛ به گونه ای که بی توجهی به فرهنگ زمانه موجب می شد که عرب جاهلی در جاهلیت خود باقی بماند و رسالت پیامبر اکرم (ص)، ناقص و ناتمام بماند و از سوی دیگر قرآن به گونه ای سخن گفته است تا پاسخگوی نیازهای همه جهانیان در همه زمانها باشد و به عنوان تنها کتاب آسمانی تحریف نایافته، گفتار و پیام خداوند را به طور مستقیم در دسترس بشریت قرار داده است؛ زیرا هدف، هدایت انسانها بوده و به گونه ای نازل نشده است تا تحت تأثیر فرهنگ و محیط جغرافیایی خاصی قرار گرفته و احکام را برای جمعیت خاصی بیان کرده باشد. لذا برای فهم صحیح قرآن باید با توجه به واقع گرایی احکام، امور ثابت و متغیر، الغاء خصوصیت و تعیین مناسبتهای مربوط به احکام، پیامهای قرآن را از لایه های زیرین معانی کشف کرده و از آنها در حل مسائل مستحدثه برای دوره های مختلف کمک گرفت. به همین جهت قرآن برخلاف سایر کتابهای مقدس از هرگونه تحریفی مصون مانده است و نقد آنها و آشکار شدن تناقضها در آنها قابل تسری به قرآن نیست. با این بیان نه تنها بین تاریخمندی قرآن و جاودانگی آن هیچ گونه تنافی وجود ندارد؛ بلکه مراعات مسائل تاریخی عصر بعثت در قرآن سبب شده است تا در ابتدا نسل اول که مخاطبان اولیه قرآن هستند، قرآن را بفهمند و نسلهای دیگر نیز از ورای آنها متحول شوند و قرآن جاودانه بماند.
نمایه ها:
ازلیت | 
تاریخ | 
قرآن | 
کد نوشتار : 329588