با توجه به تغییرات باروری در طول سه دهه‌ی گذشته در ایران، لازم است عواملی که تمایلات والدین را برای داشتن فرزند تحت تأثیر قرار می‌دهد، شناسایی و آن‌ها را مبنای سیاست‌گذاری جمعیتی قرار داد. در مطالعه حاضر تنها برخی از عواملی که به نظر می‌رسید تأثیر اساسی بر تمایلات باروری دارند، مورد بررسی قرار گرفت. از جمله مهمترین متغیر مورد بررسی، ترجیح جنسی فرزند بود. در واقع پژوهش حاضر سعی بر آن دارد که ترجیح زنان را در مورد ترکیب جنسی فرزندان در شهرستان نکا مورد بررسی قرار دهد. داده‌ها با استفاده از پیمایش انجام شده بین 734 زن همسردار 49- 15 ساله شهرستان نکا گردآوری شده است. نتایج نشان داد که از میان زنانی که در زمان انجام پژوهش قابلیت باروری داشتند، حدود 41 درصد از زنان همسردار شهری و کمی بیش از 33 درصد از زنان همسردار روستایی اعلام کردند که نمی‌خواهند فرزند دیگری داشته باشند. تحلیل‌های دو متغیره نشان داد که متغیرهای فردی و جمعیتیِ سن، سطح تحصیلات، طول مدت ازدواج و شمار فرزندان در حال حاضر زنده رابطه-ی معنی‌دار با تمایلات باروری دارند و از این جهت بین پاسخگویان شهری و روستایی تفاوتی وجود ندارد. از مجموع متغیرهای مرتبط با نگرش‌های ذهنی، متغیرهای ایده‌آل باروری، ترکیب جنسی مطلوب و ارزش فرزند برای پاسخگویان شهری و برای پاسخگویان روستایی تنها متغیر ترکیب جنسی مطلوب رابطه‌ی معنی‌داری با تمایلات باروری داشته است. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد که بررسی هم‌زمان تأثیر مشخصه‌های فردی، جمعیتی و نگرشی در پیش‌بینی احتمال تمایل به فرزندآوری نقش تعیین کننده و معنی‌داری در میان زنان شهری و روستایی دارند و ترکیبی از آن‌ها کمی بیش از 60 درصد تغییرات تمایلات باروری زنان شهری و حدود 70 درصد تغییرات تمایلات باروری زنان روستایی را تبیین می‌کنند.