رساله حاضر به روش ترکیبی (توصیفی، تحلیلی و نقدی) و میان رشته ای از طریق جستجو و تتبع در آثار پزشکان معروف دوره اسلامی (از قرن اول تا قرن چهاردهم هجری)، همچون علی بن ربّن طبری، رُهاوی، زکریای رازی، ابن الجزار، مجوسی اهوازی، ابن سینا، جرجانی، عقیلی خراسانی، عساف، ابن میمون و محمود اعتمادیان، اصول هشتگانه‌ای را در آموزه‌های اخلاقی آن‌ها شناسایی و بیان می کند که عبارت است از: اصل توکل به خدا، سود رسانی، عدم آسیب‌رسانی، امانت‌داری، عدالت، احسان، شفقت و احترام به استقلال فرد و خود‌مختاری. مجموعه این اصول را می‌توان اخلاق پزشکی تمدن اسلامی نامید که البته از میان آن‌ها اصل احترام به استقلال فرد یا خود مختاری، در آثار سده اخیر مطرح شده است. بررسی و تحلیل محتوایی اصول نامبرده با محوریت قرآن کریم و روایات اسلامی حاکی از آن است که اصول مذکور تحت تأثیر دو عامل در میان پزشکان دوره اسلامی معمول بوده است. نخست آراء و افکار پزشکان یونانی و دوم آموزه‌های اخلاقی دین مبین اسلام، که سهم آن به‌مراتب افزون‌تر از عامل نخستین است. اگرچه کلیت اصولی که در آثار پزشکی مسلمانان به آن‌ها اشاره شده با آموزه‌های اسلامی قابل انطباق است، لیکن به دلیل عدم اشاره به مستندات قرآنی و روایی و بسنده کردن به توصیه‌ها و دستورالعمل‌های کلی، ازجامعیت لازم و کافی برخوردار نیست. این اصول در مقایسه با اصول چهارگانه اخلاق زیستی غربی، چند مزیت دارد که مهم‌ترین آن‌ها جایگاه محوری خداوند و تقوای الهی است. علاوه بر آن توجه به چهار اصل دیگر یعنی اصل توکل به‌خدا، امانت‌داری، احسان‌ و شفقت که در اخلاق زیستی غربی از آن‌ها غفلت شده است از مزیت‌های اخلاق پزشکی دوره اسلامی به‌شمار می‌رود. گرچه می‌توان برای اصول چهارگانه اخلاق زیستی غربی نیز در میان آیات و روایات، مستندات و شواهدی یافت، ولی با ملاحظه آیات و روایات در می‌یابیم که این اصول از دیدگاه اسلامی کافی نیست و اصول اخلاق پزشکی اسلامی مواردی افزون بر اصول چهارگانه دارد؛ لذا باید آن‌ها را در قالب هشت اصل فوق‌الذکر ترتیب داد. درباره نظام اخلاق اسلامی و نحوه تبیین هنجارهای اخلاقی، با ملاحظه گرایش‌های مختلف در اندیشه اسلامی، بهترین تحلیل این است که نظریات اخلاقی مسلمانان نظریاتی ترکیبی است که در آن‌ها نتیجه‌گرایی و فضیلت‌گرایی غلبه دارد.