در عصر این شاعر، به خاطر عقب‌ماندگی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و طبیعت حاکم بر جامعه‌ی عراق، سختگیری در امر حجاب و حاکمیت روح قبیله‌ای به زنان به چشم حقارت و به صورت کالایی نگریسته می‌شد و حقی برای زن در امر ازدواج، طلاق، تحصیل، تربیت و حضور در فعالیت‌های اجتماعی قائل نبودند. در این میان زهاوی از نخستین شاعرانی بود که در محیط پر اختناق عراق در برابر ظلم و ستم‌هایی که نسبت به زنان روا می‌شد فریاد عدالت‌خواهی برآورد و به دفاع از حقوق و آزادی آنان پرداخت. این شاعر به عنوان پژوهشگر اجتماعی نسبت به واقعیت‌های جامعه‌ی زمانش بی‌تفاوت نبوده و پدیده‌های اجتماعی جامعه خود من جمله وضعیت زن عراق و جایگاه او را مورد بررسی قرار داده است. او در اشعار اجتماعی خود که بیشتر در قالب شعر داستانی بوده به بررسی موضوعاتی چون: حجاب، تحصیل، ازدواج، طلاق، تعدد زوجات، عدم آزادی در فعالیت‌های اجتماعی همچنین نقش تربیتی و سازنده زن در جامعه و ... پرداخت. از آنجا که زهاوی تربیت یافته‌ی مکتب اسلام بود، قائل به رعایت عدالت حقوقی میان زن و مرد در مسائلی چون تحصیل، ازدواج، طلاق، تربیت، فعالیت‌های اجتماعی و ... بود و بر این عقیده بود که زنان باید خود را به دانش و فضیلت بیارایند تا قوای عقلانی‌شان گسترش یابد و ضمیرشان بیدار و کردارشان نیکو گردد. تا بتوانند در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنند و یار و یاور همسر و نیکوترین الگو و نمونه برای فرزندان خود شوند. بدین خاطر او در مقابل کسانی که با پیشرفت و ارتقاء زنان مخالف بودند و با سواد شدن آنان را عامل گمراهی آنان می‌دانستند، ایستاد او رشه جهات و رفتار ناشایست این مردان را در عادات کهنه و موروثی می‌دانست. منظور زهاوی از حجاب هم نوع پوشش زنان و هم حجاب درونی آنان (سلطه مردان بر آن‌ها و در خانه ماندن می‌باشد
نمایه ها: