اين‌ تحقيق‌، «حركت‌ پذيري‌» و وجود حركت‌ در مجردات‌ مورد بررسي‌ قرار داده‌ و مي‌كوشد تا به‌ اين‌مسأله‌ پاسخ‌ روشن‌ و مستدلي‌ بدهد. هدف‌ واپسين‌ نگارنده‌ آنست‌ كه‌ نشان‌ دهد حركت‌ و تغيّر در امورمجرد، به‌ لحاظ‌ فلسفي‌ و عقلي‌ امري‌ پذيرفتني‌ و قابل‌ قبول‌ است‌ و از ديگر سو، تعارض‌ و ناسازگاري‌اي‌ كه‌در نظر ابتداي‌ ميان‌ متون‌ ديني‌ و يافته‌هاي‌ عقل‌ فلسفي‌ به‌ نظر مي‌رسد زدودني‌ است‌. براي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌هدف‌ ابتدا در يك‌ فصل‌ سير بحث‌ حركت‌ در نقاط‌ اوليه‌ فكر فلسفي‌ دنبال‌ شده‌ سپس‌ در فصلي‌ ديگر به‌ايضاح‌ معناي‌ لغوي‌ و اصطلاحي‌ حركت‌ پرداخته‌ شده‌ است‌. تبيين‌ اقسام‌ و احكام‌ مربوط‌ به‌ حركت‌ هم‌بخشي‌ از تلاش‌هاي‌ مقدماتي‌ رساله‌ بوده‌ است‌. و اما بنياد اين‌ رساله‌ و محور و كانون‌ آن‌ توجه‌ به‌ ادله‌ ومباني‌ فلسفي‌اي‌ است‌ كه‌ حركت‌ در امور مجرد را ناممكن‌ و ناشدني‌ مي‌نمايانند به‌ لحاظ‌ فلسفي‌ دو برهان‌اساسي‌ در اين‌ باره‌ موجود است‌: برهان‌ فصل‌ و وصل‌ و برهان‌ قوه‌ و فعل‌. در اين‌ رساله‌ با مراجعه‌ به‌ متون‌دست‌ اول‌ فلسفي‌ در طي‌ يك‌ فصل‌ تبييني‌ كامل‌ و وافي‌ از اين‌ دو برهان‌ كه‌ سنگ‌ بناي‌ قول‌ به‌حركت‌ناپذيري‌ مجردات‌اند ارائه‌ شده‌ و آنگاه‌ براهين‌ ديگري‌ هم‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در اين‌ راستا به‌ آنهاتمسك‌ شود طرح‌ و بيان‌ شده‌اند. سپس‌ در فصلي‌ جداگانه‌ تمامي‌ اين‌ براهين‌ و ادله‌ نقد شده‌ و سستي‌ وكاستي‌ و تردامني‌ آنها نمايان‌ گشته‌ است‌. نيز نگاهي‌ درون‌ ديني‌ به‌ بحث‌ شده‌ و دو افق‌ ديگر به‌ آن‌ افزوده‌گشته‌ است‌. اول‌ بحثي‌ در باب‌ تكامل‌ برزخي‌ انسان‌ كه‌ در آن‌ هم‌ از برهان‌ عقلي‌ و هم‌ از دلايل‌ نقلي‌ بهره‌گرفته‌ شده‌ است‌. دوم‌ بحثي‌ در دلايل‌ درون‌ ديني‌ تغيّر در مجردات‌ با تكيه‌ بر آيات‌ و روايات‌. بنابراين‌نوشتار حاضر در سه‌ فصل‌ به‌ همراه‌ يك‌ مقدمه‌ و پيشگفتار سامان‌ يافته‌ است‌.