علوم سیاسی موجود تحت تأثیر مبانی غربی خصلتی عرفی یافته که مغایر با مبانی اسلامی است. از جمله نظریه‌های تولید علم دینی با رویکردی اسلامی، نظریه‌‌ی آیت الله جوادی است. حال بر اساس این رویکرد، اسلامی سازی علوم چه استلزاماتی در علوم سیاسی دارد؟ جواب به این پرسش با روش تحلیلی - توصیفی از آثار علامه جوادی بدست می‌آید. مدل مطلوب اسلامی سازی آیت الله جوادی آملی را در مطالعات سیاسی می‌توان در سه حوزه اصلی مبانی دانشهای سیاسی، روش شناسی و غایت و کاربرد آنها دانست. مبانی دانشهای سیاسی در حوزه معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناختی و غایت شناختی قابل بررسی است. بر اساس چنین مبانی روشهای معتبر نیز شناسایی می-شوند. دانشهای سیاسی بر اساس این الگو، مبتنی بر معرفت شناسی عقل گرای سازگار و متلائم با وحی می‌باشد. عقل بشری به تنهایی بسنده نبوده و لازم است با شریعت و هدایت الهی تکمیل شود. در بعد هستی شناختی نیز مبدأ عالم هستی حق تعالی است که بر اساس توحید افعالی حضور فعال و برجسته ای در عرصه اجتماعی و سیاسی انسانها نیز دارد. از منظر انسان شناختی نیز انسان مومن و صالح شایستگی نیل به خلیفه الهی را دارد. در نتیجه تمامی امور می‌بایست زمینه ساز شکوفایی انسان و نیل وی به خلافت الهی در روی زمین باشد. طبق این رویکرد، براساس اصالت وجود نوعی وحدت در نظام سیاسی شکل می‌گیرد که علاوه بر انسجام بین حکومت و مردم، کثرت‏گرایی آن را نیز توجیه می‏کند. روش‌های شناخت دیگر منحصر در تجربه و حس نمی‌باشد، بلکه از وحی، شهود و عقل نیز کمک می‌گیرد. در این نگاه، انسان دارای دو بعد روح و بدن است که اصالت با روح اوست، لذا باید تعالی روح در کنار خط‌مشی‌های سیاسی جزو اهداف تربیتی علوم سیاسی باشد. غایت سیاست نیز پیروی از شریعت است و نظام سیاسی باید ارکان خود را براساس رهنمودهای شریعت استوار سازد. روش شناسی علوم سیاسی ترکیبی و طبق اجتهاد دینی است به گونه‌ای که از روش‌های تجربی در جامعه شناسی سیاسی، از روش عقلی در فلسفه سیاسی و کلام، از روش تاریخی در تاریخ اندیشه سیاسی، از روش نقلی در فقه سیاسی و از روش شهودی در عرفان سیاسی استفاده می‌شود.