تفسیر قرارداد ها از مباحث مهم در حقوق قرارداد هاست . در تحقیق حاضر سعی بر این شده است که ، اصول و قواعد و شیوه های تفسیر قرارداد را در دو نظام حقوقی ایران و افغانستان با مراجعه به حقوق مربوطه و فقه اسلامی بررسی و به طور فنی و حقوقی مقایسه کنیم . نظام حقوقی هر دو کشور، اسلامی و تحت تآثیر خانواده رومی – ژرمنی است ، لکن ، قانون مدنی ایران با فقه امامیه و قانون مدنی افغانستان با فقه حنفی تطبیق گردیده است . محور اصلی در تفسیر قرارداد ، در نظام حقوقی هر دو کشور ، اراده مشترک متعاقدین می باشد ، و استفاده از اصول عملی و لفظی و دلا لات بر اساس شیوه مرسوم در اصول فقه اسلامی در هر دو نظام مشترک است ، اما قلمرو استفاده از عرف در حقوق افغانستان وسیع تر از حقوق ایران مشاهده می شود . با مطالعه تطبیقی تفسیر قرارداد در نظام حقوقی ایران و افغانستان ، مشخص می گردد که قانون مدنی افغانستان در تعارض اراده باطنی و ظاهری طرفین قرارداد ، اراده ظاهری را مقدم می دارد ، نیز اختصاص بخشی از قانون به تفسیر عقد و تجمیع مواد تفسیری زیر عنوان مستقل در قانون مدنی افغانستان ، محاسنی چون ؛ مراجعه آسان به مواد تفسیری ، هماهنگی با نظم نوین حقوقی ، اطمینان از غرض قانونگذار ، امکان نظارت به شیوه علمی و قانونی را به همراه دارد . در قانون مدنی ایران بخش مستقلی به تفسیر قرارداد اختصاص نیافته است و قاضی ایرانی برای تفسیر قرارداد با توسل به یک سری قواعد و اصول فقهی ، و موادی چند از قانون مدنی که به طور پراکنده در فصول و مباحث آمده است ، قرار داد را تفسیر و حل اختلاف می نماید
کد نوشتار : 322970