تحلیل جامعه شناختی، واریانس موفقیت آموزشی افراد، در آزمون ورودی دانشگاه و درون دانشگاه، موضوع و هدف این تحقیق را تشکیل می‌دهد که طی فرآیند واکاوی ادبیات نظری تحقیق، بر اساس رویکردهای 1)ستیزگرائی 2)کارکردگرایی 3)تعامل‌گرایی، چارچوب نظری طرح، بنیاد نهاده شده است . حجم نمونه آماری: 300 نفر است که این افراد در سال 1371 دیپلم گرفته و در همان سال در مقطع کارشناسی وارد دانشگاههای تهران شده‌اند. روش تحقیق: پیمایشی و تحلیل ثانوی است . داده‌های لازم با استفاده از پرسشنامه و طی مصاحبه حضوری با پاسخگویان جمع‌آوری شده است و معدل دبیرستان و نمرات مرحله اول و دوم افراد در آزمون ورودی دانشگاه از روی اسناد آموزشی موجود در سازمان سنجش آموزش کشور تهیه و تحلیل گردیده است . تحلیل داده‌ها: برای تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌های تحقیق از روش تحلیل رگرسیون بر حسب نیاز از روش تحلیل واریانس با رویکرد رگرسیونی و جداول توزیع فراوانی استفاده شده است . یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، ضریب همبستگی مجموع متغیرها، با میزان موفقیت افراد در آزمون ورودی دانشگاه معادل 0/71 و R2 آن معادل 0/50 است و ضریب همبستگی چندمتغیری معدل دانشگاه با مجموع متغیرها معادل 0/58 و R2 آن معادل 0/34 است . با استفاده از روش تحلیل رگرسیون پس رونده، متغیرهای مهم برای پیش‌بینی بهتر، پیشرفت تحصیلی دانشجویان انتخاب شده است که در معادله‌های زیر نتایج آنرا مرور می‌کنیم : (فرصت‌های آموزشی پیش‌دانشگاهی) 115/3 + (معدل دبیرستان) 179/1 + (سهمیه آزاد) 316/2 + 3175/7 = y(نمره ورودی دانشگاه) (آقابودن) 83/4 + (انگیزه درونی) 50 + y(معدل دانشگاه) = 7/95 - 0/64 (آقابودن) + 0/32 (معدل دبیرستان) + 0/14 (تسهیلات آموزشی) +0/26 (سهمیه آزاد) بطور کلی یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد که، معدل دبیرستان، فرصت‌های آموزشی پیش‌دانشگاهی، تسهیلات آموزشی در خانواده و سهمیه آزاد، سهم بیشتری در تبیین و پیش‌بینی رفتارهای آموزشی افراد دارند.
کد نوشتار : 08545