آموزش زبان انگلیسی به کمک اینترنت مورد اقبال روزافزون است و در سال‌های اخیر برنامه‌ها، خدمات و ابزار بسیاری به این منظور ایجاد شده‌اند. هرچند پژوهش‌های وسیعی در مورد تأثیرات مثبت استفاده از اینترنت در یادگیری و آموزش زبان انگلیسی انجام شده، بررسی انتقادی آن مبحث جدیدی است که به ندرت به آن پرداخته شده است. در راستای رفع این نیاز،‌ پژوهش حاضر با استفاده از مبانی نظریه استعمار الکترونیکی (مک فیل، 1987، 2006) به عنوان خاستگاه نظری و شبکه کنش‌گران اجتماعی ون‌لیوون (1998، 2008) به عنوان رویکرد روش‌شناختی به بررسی برخی از برنامه‌های آموزش زبان انگلیسی می‌پردازد. در مرحله‌ی نخست، پژوهشی پیمایشی بین گروه‌هایی از مدرسان ایرانی و غیر ایرانی زبان انگلیسی صورت گرفت که طی آن از ایشان درخواست شد که بهترین برنامه‌های اینترنتی برای تقویت چهار مهارت زبان انگلیسی را در یادگیرندگان آن به عنوان زبان خارجی،‌ صرف نظر از سطح تسلط و سن ایشان، معرفی نمایند. بر این اساس، برنامه‌های اینترنتی که بیش از سایرین معرفی شده بودند به ترتیب شامل: انگلیسی مخصوص صدای آمریکا (VoA) برای زبان‌آموزان فارسی زبان،‌ Englishcentral،‌ Englishtips و یادگیری انگلیسی BBC مورد بررسی قرار گرفتند. در VoA که هدف خود را آموزش زبان و فرهنگ آمریکایی معرفی کرده بود کلیدواژه‌ی "ایران" و یا هم معنی و هم ریشه‌های آن به ندرت یافت می‌شدند و به همین دلیل،‌ شبکه‌ی کنش‌گران اجتماعی ون لیوون جهت تحلیل داده‌های آن قابل استفاده نبود. اما از آنجایی که این برنامه ادعا داشت که زبان انگلیسی ویژه‌ی فارسی زبانان را ارائه می‌نماید بررسی نظرات یادگیرندگان فارسی زبان‌ درمورد تناسب محتوای آن با فرهنگ ایرانی اجتناب ناپذیر می‌نمود. بدین منظور،‌ پرسشنامه‌ای با عنوان نظرسنجی درباره فرهنگ بومی ایرانی بر اساس محتوای این برنامه طراحی شد و 153 نفر آن را تکمیل نمودند. نتایج حاصل از این نظرسنجی حاکی از آن بود که محتوای این برنامه یا ناهماهنگ و یا متضاد با فرهنگ و ارزش‌های بومی پاسخ دهندگان ایرانی است. جستجو در سه تارنمای دیگر برای کلیدواژه‌ی ایران و هم معنی‌ها و هم ریشه‌های آن منجر به یافتن متون متعددی شد که در آنها سه گروه از کنش‌گران اجتماعی شامل:‌ مقامات دولتی ایرانی، مردم ایران و مقامات دولتی و/یا مردم ایران ‌به‌طور برجسته قابل شناسایی بودند. گزیده‌هایی از این متون از طریق شبکه کنش‌گران اجتماعی ون لیوون که توسط پژوهشگر مورد تغییر و تعدیل قرار گرفته بود تحلیل شدند. این تحلیل به‌طور خاص بر بازنمایی کنش‌گران اجتماعی ایرانی از طریق راهبردهای گفتمانی پیوندزنی و/یا پیوندزدایی، فعال‎سازی و/یا منفعل‌سازی و تشخص‌بخشی و/یا تشخص‌زدایی تمرکز داشت. نتایج حاصل از این تجزیه و تحلیل‌ها بیانگر آن بود که کنش‌گران اجتماعی ایرانی عموما? به صورت نامطلوبی بازنمایی شده‌اند. همچنین،‌ یافته‌های این پژوهش بر نظریه استعمار الکترونیکی صحه می‌گذارد چرا که مواد آموزشی مورد بررسی می‌توانند به شکل‌گیری و تقویت رویکردی منفی نسبت به امور سیاسی ایران، و نیز هنجارهای اجتماعی و ارزش‌های اعتقادی آن بیانجامند.