ارزیابی شایستگی اراضی، مهم‌ترین بخش آمایش سرزمین تلقی می‌شود که در آن شایستگی اراضی برای هر یک از کاربری‌ها، جداگانه محاسبه می‌شود. بر همین اساس شناخت عواملی که در تعیین شایستگی مراتع یک منطقه برای چرای دام موثر است، ضروری می‌باشد. پژوهش حاضر نیز با هدف ارزیابی شایستگی مراتع هندوان خوی برای چرای دام در استان آذربایجان غربی انجام شد. برای این منظور پس از انجام مطالعات پایه و تعیین تیپ‌های گیاهی و نامگذاری آن بر اساس نمود ظاهری، از پوشش‌گیاهی آماربرداری و اطلاعات مربوط به وضعیت و گرایش هر یک از تیپ‌های گیاهی، مقدار تولید گونه‌های قابل چرا و دیگر مقوله‌های اندازه‌گیری ساختار در داخل 60 پلات یک متر مربعی که در امتداد 6 ترانسکت 100 متری مستقر شده بودند، اندازه‌گیری شد. سپس بر مبنای دستورالعمل فائو (1990) و با بهره‌گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و با مد نظر قرار دادن پیشنهادات طرح ملی تعیین شایستگی مراتع در مناطق مختلف آب و هوایی کشور، شایستگی هر یک از تیپ‌های گیاهی برای چرای دام (گوسفند و بز و چرای مشترک) بر اساس مقادیر شاخص‌های هر یک از معیارهای حساسیت خاک به فرسایش، تولید علوفه و ظرفیت چرا و منابع آب تعیین گردید و عامل یا عامل‌های کاهش دهنده و محدود‌ کننده شایستگی مرتع برای چرای هر یک از دام‌ها (گوسفند و بز) و چرای مشترک گوسفند و بز مشخص گردید. در گام آخر با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، تیپ‌های گیاهی از نظر چرای دام، اولویت‌بندی و درجه اهمیت هر یک از معیارها و شاخص‌های مرتبط با آن به منظور ارائه دستورالعملی که ضمن عملی بودن، ساده، کم هزینه و قابل فهم توسط تمامی کارشناسان باشد، مشخص شد. نتایج ارزیابی نهایی شایستگی چرای دام نشان داد به ترتیب برای چرای گوسفند از مجموع 6587 هکتار اراضی مرتعی مورد مطالعه، (32/5%) در طبقه شایستگی S1، (79/23%) در طبقه شایستگی S2، (98/43%) در طبقه شایستگی S3 و (91/26%) در طبقه شایستگی N قرار گرفت. برای چرای بز، هیچ سطحی از مراتع در طبقه شایستگی S2 قرار نگرفتند، (36/12%) در طبقه شایستگی S1، (91/26%) در طبقه شایستگی S3 و (99/30%) در طبقه N قرار گرفت. همچنین برای چرای مشترک هیچ سطحی از مراتع منطقه در طبقه شایستگی S1 قرار نگرفت، (32/5 درصد) در طبقه شایستگی S2 و (94/46 درصد) در طبقه شایستگی S3 قرار گرفتند. همچنین مساحتی حدود (74/47 درصد) در طبقه شایستگی N (غیره قابل استفاده برای چرای مشترک) قرارگرفت. همچنین نتایج نشان داد به ترتیب در 62/60 درصد و 59/55 از مساحت منطقه، معیار تولید علوفه به عنوان عامل کاهش دهنده شایستگی مرتع برای چرای گوسفند و چرای بز است. ضمن اینکه به منظور استفاده مشترک چرای گوسفند و بز، در 89 درصد از مساحت منطقه، معیار حساسیت خاک به فرسایش به عنوان عامل کاهش دهنده عمل کرده و شاخص حد بهره‌برداری مجاز نیز بیشترین نقش را در کاهش شایستگی مراتع منطقه برای چرای گوسفند و بز داشته است. نتایج اولویت‌بندی تیپ‌های گیاهی، نشان می‌دهد که تیپ‌گیاهی Fe.ov- Ag.tr دارای بیشترین و تیپ گیاهی As.au-St.ho دارای کمترین اولویت برای چرای دام در مرتع مورد بررسی است که معیار تولید علوفه دارای بیشترین درجه اهمیت و معیار منابع آب دارای کمترین درجه اهمیت به منظور اولویت‌بندی تیپ‌های گیاهی مورد بررسی برای چرای دام است. شاخص‌های حد بهره‌برداری مجاز، علوفه دردسترس، زمین‌شناسی و کمیت منابع آب به ترتیب بیشترین درجه اهمیت را به منظور تعیین اولویت تیپ‌های گیاهی از نظر چرای دام دارند که ضرورت دارد در طراحی دستورالعمل تعیین شایستگی مراتع برای چرای دام و ارزیابی قابلیت آن در منطقه مورد بررسی به آن‌ها اهمیت بیشتری داده شود.
کد نوشتار : 300914