واقع گرایی به عنوان یک شیوه ی خلّاق، پدیده ای است تاریخی که در مرحله ی معینی از تکامل فکری بشر، زمانی که انسان ها نیاز مبرمی به شناخت ماهیّت و جهت تکامل اجتماعی پیدا کردند، زمانی که مردم نخست، به طور مبهم و سپس آگاهانه، به این حقیقت پی بردند که اعمال و افکار انسان از هیجان های سرکش یا نقشه ی الهی ناشی نشده بلکه از علت های واقعی، یا اگر دقیق تر گفته باشیم، از علت های مادی سرچشمه می گیرند، به ظهور رسید. نویسنده در این مکتب با بیطرفی موضوعی را از زندگی واقعی مردم و اشخاص از بین پیشه وران، کارگران و مردم ستمدیده پیرامونش بر می گزیند و داستان آنها را بازگو می کند. در این بازگویی، داستان و حوادث سیر طبیعی خود ر بدون دخالت نویسنده طی می کند و این سیر حوادث داستان است که قلم نویسنده را به دنبال خود می کشاند، بنا برعقیده ی نویسندگان رئالیست، واقعیت در نفس حوادث ( نه تخیل نویسنده ) جای دارد. شاعران و نویسندگان ایرانی نیز از این مکتب استفاده نموده اند و در غالب واقع گرایی به هنر نمایی پراخته اند، بررسی تنلور جامعه در آثار شعرای واقع گرا ما را با افق های تازه اشعار ایشان آشنا می کند در این تحقیق به بررسی بازتاب واقع گرایی در اشعار چهار شاعر (مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، حمید مصدق، سیاوش کسرایی) پرداخته شده است. با تحلیل واقع گرایی در اشعار این چهار شاعر دانسته‌است که هر نویسنده با دید خاص به واقع گرایی می پردازد، توصیف و بیان شرایط اجتماعی، سیاسی و توصیف طبیعت از زبان هر شاعر به شکل خاص خود مطرح می شود. هر شاعر در توصیف واقع گرایانه خود یک بعد (اجتماعی، سیاسی و طبیعت) را برجسته تر بیان می کند و بیشتر به آن می پردازد. کلید واژگان: واقع گرایی، شعر نو، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، حمید مصدق، سیاوش کسرایی.
کد نوشتار : 252644