زندگی و مرگ به عنوان واقعیتی انکارناپذیر توجه مکاتب و مذاهب و ادیان مختلف را به خود جذب کرده است و هر کدام براساس درک و شناختی که از ماهیّت و حقیقت انسان دارند، نسبت به آن قضاوت کردهاند. نویسندگان، شاعران و دانشمندان نیز در طول تاریخ به مسئله زندگی و مرگ پرداخته و دغدغهها و دلمشغولیهای خود را درباره آن به نثر و نظم بیان داشتهاند، شاعران معاصر هم از زندگی و مرگ سخن گفتهاند. در این میان حکیم مهدی الهی قمشه ای ، در دیوان خود نگاه تازه ای به موضوع مرگ و زندگی داشته است. نتایج تحقیق نشان داد که از دیدگاه حکیم الهی قمشه ای ، زندگی دروازه ای به سوی معاد و دستیابی به معشوق واقعی و حقیقی است. از دیدگاه حکیم مهدی الهی قمشه ای مرگ برای انسان خلقتی دوباره است و نه پایان خلقت. به نظر او انسانی که به آگاهی کامل رسیده و خود را باور داشته باشد، به پرندهای پاک میماند که جهان با همه زیباییها و جذابیتهایش برای او مانند دامی است. مرگ برای چنین انسانی پایان اسارت و آغاز پرواز دوباره است. از دید وی، مرگ پایان نیست بلکه مژده وصال عاشق و معشوق است.