مطالعه حاضر به بررسی میزان طلاق عاطفی و عوامل جامعه شناختی مرتبط با آن در بین افراد متاهل شهر همدان پرداخته است. طلاق عاطفی نماد وجود مشکل در ارتباط سالم و صحیح بین زن و شوهر است. این مشکل ارتباطی حتی این قابلیت را دارد که به روابط فراتر از روابط زوجین نیز شیوع و گسترش یابد و ارتباط انسانی را مختل نماید. موضوع طلاق عاطفی طبق دیدگاه های کارکردگرایی پارسونز، نظریه مرتن، نظریه نظام، نظریه مبادله، نظریه شبکه، مدل لوینگر، نظریه مارکز و نظریه استرنبرگ بررسی شده است. در تحقیق حاضر، برای اندازه گیری متغیرها و جمع آوری داده های لازم از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روش تهیه سوالات و گویه های پرسشنامه بر اساس چارچوب نظری تحقیق و تعاریف عملیاتی مربوط به متغیرهای مطرح شده است. برای تعیین نمونه از شیوه ی نمونه گیری طبقه ای استفاده شده است. جامعه ی آماری مورد مطالعه کلیه ی افراد متاهل شهر همدان می باشد که حداقل یک سال از تاریخ ازدواج آنها گذشته باشد و هنوز به مرحله طلاق قانونی نرسیده باشند. تعداد زنان و مردان متاهل در سال 1392 در شهر همدان 201876 نفر می باشد که از این تعداد، 383 نفر به عنوان نمونه مطالعه انتخاب شده است. نتایج تحقیق حاکی ست: میزان طلاق عاطفی در بین پاسخگویان نشان از این دارد که نزدیک به 50 درصد پاسخگویان در کمترین حد و 4 درصد پاسخگویان در بیشترین حد طلاق عاطفی قرار دارند. بين پايگاه اقتصادي- اجتماعي و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه وجود ندارد. بين میزان دینداری و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (معکوس) وجود دارد. بين میزان تقدیرگرایی و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (مستقیم) وجود دارد. بين میزان دخالت دیگران و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (مستقیم) وجود دارد. بين میزان خشونت و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (مستقیم) وجود دارد. بين نگرش پاسخگو به اعتیاد همسر و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (مستقیم) وجود دارد. بين میزان ارزش خانواده و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (مستقیم) وجود دارد. بين سلامت اخلاقی و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه (معکوس) وجود دارد. بين سن پاسخگو، سن همسر، مدت زمان زندگی مشترک، مرتبه ازدواج، قومیت و طلاق عاطفي در بين افراد متاهل رابطه وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی ست: چهار متغیر خشونت، مدت زندگی مشترک، دخالت دیگران و تقدیرگرایی مجموعا 62% از واریانس طلاق عاطفی را تبیین می کنند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که خشونت، تقدیرگرایی، جنس، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، مدت زندگی مشترک، سلامت اخلاقی و میزان دخالت دیگران هفت متغیر هستند که پیش بینی کننده طلاق عاطفی می باشند.
کد نوشتار : 302217