شناخت هرحوزه هنری وابسته به شناخت جامعه هنرمند ، جامعه اثرهنری و جامعه مخاطبان و ارتباط ایشان با یکدیگراست، لذا صنایع دستی که در پیوندی بلاتردید با جامعه و قومیت وفرهنگ هرملت می باشد، بیش از سایر هنرها با رویکرد «جامعه شناسانه» قابل بررسی است. براین مبنا، این پژوهش، آسیب شناسی صنایع دستی که هنر مهجور شده ای را با بررسی موردی موقعیت رو به افول«زیورآلات کرمانج خراسان شمالی» با نگرشی جامعه شناسانه جویا شده است. و با این پیش فرض که عوامل آسیب رسان به صنایع دستی از رونق افتاده را می توان در شرایط جامعه هنرمند و اثرهنری و مخاطب یافت. به دنبال شناخت عوامل آسیب رسان حاضر براین نواحی است؛ برای این منظور درقالب یک«پژوهش کاربردی» و با روش مطالعه موردی از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی- مشاهده ای اقدام به جمع آوری داده ها نموده و در روشی توصیفی- تحلیلی نتایج زیر را حاصل نموده است: حفظ و نگهداری هنر و توجه به صنایع دستی یک ملّت در گرو حفظ فرهنگ بومی و قومی آن ملت است و متقابلاً صیانت از پیشینه و اصالت هنری یک قوم و به روز کردن آن می تواند هنر و شیوه زندگی این اقوام را پاسداری کند. بنابراین ارتباط تنگاتنگ جامعه با ارزش های فرهنگی خویش و حیات فعال باورها و آداب و رسوم بومی و قومی می تواند محور فعال تولید و کاربرد صنایع دستی در یک جامعه باشد؛ به عبارتی این میراث ناملموس و معنوی یک جامعه است که موجب حضور میراث ملموس یا همان آثار صنایع دستی، به عنوان یک محصول کاربردی می شود.