یکی از موضوعات مهم در قراردادها به خصوص دربیع تجارتی، مسئله انحلال قرارداد وآثار آن میباشد، به این دلیل که سرعت و امنیت و صرفه اقتصادی که ازعوامل مهم در تجارت می باشد با فسخ قرارداددر تعارض است. به همین دلیل سعی کردیم بحث انحلال قراردادها را به معنی خاص آن (فسخ، اقاله ) بررسی کنیم. در بحث آثارانحلال، مسائل فراوانی قابل طرح است . بطور کلی اثرانحلال در حقوق ما نسبت به آینده است؛ بنابراین منتقل الیه می تواند قبل ازانحلال ، مورد معامله را به دیگری انتقال دهد یا هر گونه تصرف مالکانه دیگر نماید و همین امر، وضعیت حقوقی طرفین را پس از انحلال پیچیده تر می کند. زیرا پس از انحلال ، وضعیت باید به حالت قبل از عقد برگردد. مثلا در بیع مورد معامله باید به بایع و ثمن به مشتری مسترد شود.چنانچه مورد معامله تلف گردیده یا به دیگری انتقال یافته ، بدل آن از مثل یا قیمت به مالک اولیه داده می شود.اگر در اثر کار، قیمت مورد معادله افزایش یافته، قیمت افزوده باید جبران شود. بعضی از تغییرات دیگری که ممکن است در مورد معامله پدید آید عبارتند از: اتلاف، عیب، نقص و تغییر قیمت در اثر تغییرات بازار، که هر یک را باید جداگانه بررسی کرد، حق فسخ، گاهی با اراده دارنده آن و گاهی بوسیله ارث انتقال می یابد. حق فسخ بدون تجزیه به ارث می رسد و برای اعمال آن همه ورثه باید با یکدیگر توافق داشته باشند. اما در اقاله تنها با اراده طرفین محقق می گردد وقابل توارث نیست. در این پایان نامه، سعی شده که علاوه بر بررسی نظرات حقوقدانان، بعضی از آرای قضایی نیز بیان گردد و به مقررات موجود تکیه بیشتری شود و بخشی نیز به استفتا ئات ورویه دادگاها فعلی اختصاص یافته است. همچنین سعی شده تفاوت های بحث انحلال در حقوق داخلی با بحث انحلال در حقوق انگلیس واینکه از چه زمان منشا اثر هست مورد بررسی قرار گیرد.