آرتور دانتو فیلسوف و نظریه‌پرداز آمریکایی، پژوهش‌های فلسفی گسترده‌ای در حوزه‌ی درک شرایط ظهور هنرِ معاصر و ابعاد آن انجام داده است. هنر معاصر موضوعی است که دانتو در بسیاری از کتاب‌های خود به آن پرداخته و آن‌را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد. اهمیت هنر معاصر برای دانتو از آن جهت است که این دوران به‌واسطه‌ی خلق آثاری کاملاً متفاوت، در قالب تعاریف گذشته‌ی تاریخ هنر نمی‌گنجد. او معتقد است که هنر پایان یافته و ما وارد دورانی به‌نام پساتاریخ شده‌ایم که به‌سبب کثرت‌گرایی حاکم بر آن مرز میان هنر و غیر هنر در آن برداشته می‌شود. به عقیده دانتو در عصر حاضر هر چیزی، حتّی اشیاء معمولی و پیشِ پا افتاده، به لطف و اراده «هنرمند» و «تأییدِ نهاد‌ها» به‌شکلی معجزه‌آسا به «اثر هنری» بدل می‌شود و بدین‌ترتیب دوران معاصر را دوران اضمحلالِ معیارهای زیبایی‌شناختی می‌خواند. دانتو شرایط ظهور چنین دورانی را به‌لحاظ تاریخی بررسی کرده و سعی دارد هنر معاصر و آثار هنری آن را واکاوی نماید. در این پایان‌نامه تلاش می‌شود پاسخ‌های دانتو در باب چیستی هنر معاصر، ارتباط فلسفه و هنر در این دوران، دلایل گسست زیبایی و هنر و همچنین چالش‌های پیش‌رو در تعریف‌ناپذیر بودن هنر تبیین شود. بدین‌ترتیب پژوهشگر با شرح و شناخت این آراء به ابزاری دست ‌یافته که با استفاده از آن به‌تحلیل و بررسی آثاری از هنرمندان دهه‌های اخیر از جمله: اندی وارهول، پیرو مانزونی و جف کونز می پردازد.