اخلاق فضيلت‌ در کنار وظيفه‌گرايي و فايده‌گرايي از زير شاخه‌هاي اخلاق هنجاري به شمار مي‌روند. اخلاق فضيلت به دليل تأکيد بر شخصيت و منش اخلاقی افراد از دو رويکرد ديگر متمايز مي‌گردد. بدين معنا که رويکرد فايده‌گرا درستي يا ارزش عمل را بر حسب خير و منفعتي می‌داند که پيامد آن فعل تلقي مي‌گردد و وظيفه‌گرا درستي يک عمل را نه به دليل نتايج برآمده از فعل، بلکه خود فعل را به مثابه يک ارزش مستقل مي‌پذيرد، اما در اخلاق فضيلت درستي و نادرستي عمل، ناظر بر فاعل و ارزش‌هاي اخلاقي وي است. در واقع پرسش بنياديني که اين رويکرد در پي پاسخ‌گويي به آن است، «چگونه فردي بايد باشم» است. غالب نظريه‌هاي اخلاق فضيلت، ملهم از ارسطوست؛ برخي تقرير ارسطويي را کاملاً پذيرفته‌اند و برخي ديگر که نوارسطوئيان خوانده شده‌اند جرح و تعديل‌هايي در تقرير ارسطويي صورت داده‌اند. هرچند با ظهور و پيشرفت رويکردهاي فايده‌گرايي و وظيفه‌گرايي، اخلاق فضيلت در محاق رفت و مورد غفلت واقع شد، اما در قرن بيستم با تلاش متفکرين حوزه‌ي اخلاق فضيلت، همچون آنسکم، مک‌اينتاير، مرداک، پينکافس و هرست‌هاوس مجدداً جايگاه خود را بازيافته و احياء شد. عدم توجه به شخصيت و خصوصيات اخلاقي فاعل، شکست مدرنيته و ناموفق بودن آن در طرح يک نظريه‌ي اخلاقي کفايت‌مند و حل معضلات اخلاقي، از جمله دلايل شکست اخلاق جديد و احياء اخلاق فضيلت به شمار مي‌روند. به عبارت ديگر از نظر متفکرين حوزه‌ي اخلاق فضيلت من‌جمله هرست‌هاوس، نقطه‌ي مغفول در ساير رويکردهاي اخلاقي، به ويژه در بحث‌هاي مربوط به مناسبات و روابط اخلاقي، توجه به فاعل، انگيزه و احساسات وي است. آنان معتقدند براي صورت گرفتن عمل اخلاقي بايد فاعل اخلاقي فضيلت‌مند داشته باشيم. در نتيجه در اين رويکرد، شخصيت، نيت و رفتار فاعل اهميت بنيادي دارد. در اين رساله، به آراء رزاليند هرست‌هاوس فيلسوف بريتانيايي معاصر پرداخته خواهد شد. وي از نوارسطوئياني است که به تبعيت از ارسطو، تبييني عينيت‌گرا و طبيعت‌گرا از اخلاق فضيلت اراده مي‌دهد و بر آن است تا با تکيه بر اين ويژگي‌ها، مزيت و برتري اخلاق فضيلت و همچنين اجتناب آن از مشکلات و انتقاداتي که ساير رويکرها با آن مواجه هستند، نشان دهد. از پرسش‌ها اصلي اين رساله مي‌توان به امر اشاره کرد که اين رويکرد با تکيه بر فضايل و فرد فضيلت‌مند چگونه مي‌تواند به حل معضلات و تعارضات اخلاقي بپردازد و يا اين‌که چگونه مي‌توان با ارائه‌ي تبييني عينيت‌گرا و طبيعت‌گرا، چنان‌که هرست‌هاوس چنين مي‌کند، به اثبات عيني بودن ارزش‌هاي اخلاقي -که اخلاق فضيلت ملهم از ارسطو نيز در پي آن است- دست يافت و بدين طريق از مشکلاتي همچون نسبي‌گرايي اجتناب کرد.
کد نوشتار : 269098