امروزه سبک‌ زندگی از مفاهیم مهم جامعه‌شناسی معاصر و موضوعی است شناخته شده که اصلاح آن دغدغه اکثر جوامع می‌باشد. چرا که نه صرفاً زیستن، بلکه چگونه زیستن نیز دارای اهمیّت است. بر این اساس هدف اصلی این مطالعه، تبیین و پیش‌بینی عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موثر بر گرایش دانش‌آموزان مقاطع متوسطه عمومی به سبک‌ زندگی از نوع ‌اسلامی در دبیرستان‌های دولتی شهر شیراز در سال تحصیلی92-1391 است. روش انجام پژوهش، پیمایش بود. جامعه آماری شامل تعداد 50980 نفر از کلیه دانش‌آموزان پسر و دختر پایه‌های اول تا چهارم دبیرستان‌های دولتی در شهر شیراز بوده که از این میان بر اساس جدول لین تعداد 381 نفر بعنوان نمونه تعیین شد که به منظور افزایش دقت حجم نمونه به تعداد 400 نفر افزایش یافت. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده که به شکل محقق ساخته و با بهره‌گیری از پرسشنامه‌ی‌ هنجاریابی شده‌ توسط کاویانی (1391) تدوین شده است. جهت تعیین اعتبار از اعتبار صوری و همچنین اعتبار سازه به کمک تحلیل عاملی و جهت تعیین پایایی از همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شد. در این تحقیق هفت فرضیه مورد مطالعه قرار گرفت. متغیرهای مستقل شامل پایگاه اقتصادی- اجتماعی، میزان استفاده از رسانه‌ها، تقید دینی والدین، تأثیر الگوهای مهم، بهره‌گیری از منابع و مراجع دینی و متغیرهای زمینه‌ای، بوده‌اند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از همسانی درونی، آمار توصیفی " فراوانی، درصد و میانگین" و آمار استنباطی " ضریب همبستگی پیرسون، تی‌مستقل، تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون چند متغیره" استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان د‌اد که میزان گرایش دانش‌آموزان مورد مطالعه به سبک‌زندگی‌اسلامی درحدّ متوسط بوده است. یافته‌ها بیانگر وجود رابطه معنادار میان متغیرهای دسترسی پاسخگویان به منابع دینی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده، به عنوان متغیر های مستقل، و گرایش به سبک‌زندگی‌اسلامی، به عنوان متغیر وابسته، است. در مجموع متغیرهای مستقل 42 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کردند.
کد نوشتار : 303374