اصولا کشورها به دنبال امنیت در حوزه های استراتژیکی خود هستند، و هدف اساسی نیز دستیابی به بالاترین حد از امنیت در این حوزه ها می باشد، هر واحد سیاسی ایجاد امنیت در حوزهای جغرافیایی خود را در راستای امنیت ملی خود ارزیابی می کند و از این طریق در صدد اتخاذ مناسب ترین الگوی امنیتی که متناسب با اهداف و منافع ملی کشور باشد گام بر می دارد، لذا سوال اصلی پژوهش در این راستا قرار می گیرد که ایران با بکارگیری چه نوع الگوی امنیتی که در بر دارنده ی منافع حیاتی کشور باشد در جهت تامین امنیت ملی خود در حوزه ی استراتژیک تنگه هرمز تلاش می نماید؟ با توجه به اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در ساختار امنیت ملی ایران فرض مهم این پژوهش آنست که با توجه به تغییر در عناصر ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری در خلیج فارس و تنگه هرمز و در نتیجه تغییر در محیط امنیتی این حوزه، گسترش قدرت مداخله گر و افزایش قدرت ایران، به نظر می رسد این کشور به سمت تغییر در الگوی امنیتی گذشته و اتخاذ الگوی امنیتی جدید به نام بازدارندگی با رویکرد واقع گرایی تدافعی حرکت کرده است. این رویکرد با رویکردهای یک سده اخیر متفاوت می باشد. برای اثبات این فرضیه، پژوهش مزبور در پنج فصل به بررسی اهمیت تنگه های عمده بین المللی و جایگاه استراتژیک آنها در مقایسه با تنگه هرمز، جایگاه استراتژیک تنگه هرمز در امنیت ملی ایران، الگو های امنیتی موجود در خلیج فارس و نقاط ضعف و قوت آنها و نهایتا به عملیاتی کردن فرضیه و ویژگی های الگوی امنیتی جدید با روش تحلیلی- تبیینی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با تغییر در محیط امنیتی خلیج فارس و تحولات عراق و حضور بیشتر قدرت مداخله گر، ایران الگوی بازدارندگی تدافعی با ویژگی های مانند بالابردن توان نظامی ایران در منطقه ومقابله با قدرت برون منطقه ای را اتخاذ کرده است ،که با الگوهای امنیتی تقابل گسترده در رژیم پیشین و تدافعی- تهاجمی دهه اول و انقلاب اسلامی و الگوی تدافعی مشارکت جویانه دهه دوم متفاوت است.
کد نوشتار : 238269