وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از جمله رویدادهایی بود که تمامی شئون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور را تحت تأثیر خود قرار داد و به تبع آن تحولی بنیادین در ادبیات ایران ایجاد کرد. هم‌زمان با آغاز جنگ نوع ادبی رمان جنگ شکل گرفت که در طول سه دهه‌ی گذشته فراز و فرودهایی داشته است و از لحاظ ساختاری به خصوص در زمینه‌ی شخصیت‌ و شخصیت‌پردازی راه تکامل را پیمود. شخصیت و شخصیت‌پردازی در رمان جنگ دهه‌ی شصت تا حدودی ضعیف بوده و در دهه‌ی هفتاد کمی پخته‌تر شده است؛ اما در دهه‌ی هشتاد دارای ثبات و استحکام بیشتری می‌شود و نویسندگان به آن توجه ویژه‌ای داشته‌اند. به منظور بررسی این تحولات و فراز و فرودها، در این رساله به تحلیل شخصیت و شخصیت‌پردازی در پنج رمان برتر جنگ در دهه‌ی هشتاد پرداخته شده است که عبارتند از: شطرنج با ماشین قیامت نوشته‌ی حبیب احمدزاده، جنگ و عشق نوشته‌ی منیرالسادات موسوی، پل معلق نوشته‌ی محمد‌رضا بایرامی، باجام‌های شوکران نوشته‌ی عبدالمجید نجفی و نخل‌ها و آدم‌ها نوشته‌ی نعمت‌اله سلیمانی. شخصیت داستان جنگ علاوه بر این‌که مهم‌ترین عنصر رمان جنگ است، نمایان‌گر اشخاص واقعی اجتماع نیز می‌باشد. شیوه‌های شخصیت‌پردازی در رمان‌های جنگ دهه‌ی هشتاد به دو روش مستقیم و غیر مستقیم و در قالب گفتار، رفتار، قیافه و نام محقق شده است. شخصیت‌ها از پویایی و جامعیت بیشتری نسبت به دو دهه‌ی قبل برخودارند و اشخاصی زنده، ملموس و واقعی‌ هستند که در قالب‌های قراردادی و کلیشه‌ای قرار نمی‌گیرند. در رمان جنگ دهه‌ی هشتاد در پرداخت شخصیت‌ها به دو عنصر گفت‌و‌گو و رفتار بیش از دیگر عناصر شخصیت‌پردازی توجه شده است و نویسندگان این دهه برای نمایاندن شخصیت واقعی اشخاص داستانی از عنصر قیافه به صورت محدود استفاده کرده‌اند. پرداخت شخصیت‌ها در رمان جنگ دهه‌ی هشتاد به خصوص در پنج رمان برتر این دهه به خوبی صورت گرفته و خصوصیات اشخاص داستانی با شخصیت واقعی آن‌ها تطابق بیشتری دارد.
کد نوشتار : 305072