یکی از ابعاد جریان عاشورا که کمتر به آن پرداخته شده است، بررسی این واقعه‌ی عظیم به عنوان بخشی از سیره‌ی عملی امام حسین? است. می‌دانیم که سیره‌ی معصوم? حجّت شرعی و یکی از منابع مهمّ استنباط احکام فقهی است، لکن تنها تعداد معدودی از فقها به قیام امام حسین? متعرّض شده و آن را مورد بحث و احیاناً استناد فقهی قرار داده‌اند. نوشتار حاضر درصدد تبیین و تحلیلریشه‌ها و عوامل عدم استناد فقها به جریان عاشوراست. یکی از دلایل این عدم استناد، که توسّط برخی مطرح شده، ادّعای «عدم انطباق با موازین فقهی» است. در این راستا ابتدا مواردی که نسبت به قیام امام? مورد اشکال فقهی قرار گرفته، مطرح شده و سپس با ادلّه‌ی فقهی ثابت شده که این عدم انطباق، در مورد قیام امام?وارد نیست. در ادامه، «تکلیف شخصی بودن»، به‌عنوان دلیل دیگری بر عدم استناد مطرح شده و مورد تحلیل فقهی قرار گرفته و این دلیل نیز رد شده است. در پایان پس از ردّ دلایل عدم استناد، فقه عاشورایی امام خمینی? به‌عنوان نمونه‌ی بارزی از امکان استناد فقهی به این واقعه‌ی عظیم و الگوپذیری از آن در فقه سیاسی خویش، به‌ویژه در خلق انقلاب اسلامی ایران، مورد بحث قرار گرفته و امکان استناد فقهی به واقعه‌ی عاشورا اثبات شده است.