محتوای عمق بحرانی توسط برخی پژوهشگران در دهه های گذشته به عنوان عمقی که مقادیر مقاومتهای شمع پس از آن ثابت باقی می ماند، پیشنهاد شده است. گرچه بسیاری از تحقیقات اخیر اشاره کرده این مفهوم به دلیل تفسیر اشتباه داده های آزمایش می باشد. در این پژوهش، پنج روش مختلف شامل روش آنالیز استاتیکی، روشهای توصیه شده آیین نامه ای متحد و انستیتو نفت آمریکا و روشهای تعیین ظرفیت باربری شمع با استفاده از نتایج آزمایشات درجای SPT و CPT ، جهت تعیین توان باربری شمع ها بر اساس نتایج آزمایشات بارگذاری شمع، ارائه شد و مورد مقایسه و بحث قرار گرفت، تا به مطالعه تحلیلی و تجربی تئوری عمق بحرانی در تعیین توان ژئوتکنیکی شمع ها پرداخته شود . 30 مورد عملی از پروژه پی های عمیق که در کشور های مختلف جهان در خاکهای همگن، شامل رس، ماسه و لای اجرا شده، جهت ارزیابی روشهای مختلف تعیین ظرفیت باربری شمع جمع آوری گردید. مقایسات و ارزیابی ها نشان داد که در واقعیت و در مشاهدات حاصل از تستها نرخ تغییرات ظرفیت باربری ، نه بر اساس تئوری عمق بحرانی ثابت بوده و نه بر اساس توصیه های آیین نامه ای خطی می باشد، بلکه نرخی بین دو حالت بالا و روندی تدریجی غیر خطی با عمق را ارائه می دهد. علاوه بر این اثر فاکتور زاویه اصطکاک خاک، ∅، و ضرایبی مانند K0، β و Nq نیز در نظر گرفته شد و نتایج بدست آمده را تایید کرد. در واقع بررسی تغییرات زاویه اصطکاک خاک، ∅، نیز نرخ تدریجی کاهشی را که در تضاد با روند افزایشی مفهوم عمق بحرانی بوده است، ارائه می دهد. نهایتاً اینکه در موارد عملی بررسی شده در این پایان نامه شواهدی که وجود عمق بحرانی را نشان دهد، ملاحظه نگردید و مشاهده شد زمانیکه محتوای عمق بحرانی بکار برده می شود، نتایج محافظه کارانه تری نسبت به مقادیر شواهد واقعی و آزمایشات درجا ، حاصل می گردد.
کد نوشتار : 260577