شخصیت مهم‌ترین عنصر ادبیات داستانی است، که همواره مورد غفلت واقع شده‌است. در علوم مختلفی چون روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی و غیره در این زمینه کار شده‌است؛ امّا در مطالعات ادبی و به‌خصوص ادبیات داستانی، نگاه به شخصیت عمیق نیست. شخصیت در گسترة ادبیات، محدود به شناسایی نام‌ها و توصیف ظاهر و حرفه شده، و این عنصر در ادبیات کاویده نشده است. شناخت شخصیت در هر اثر ادبی یعنی فهم هر اثر؛ بدین منظور که هر اثر نمایندة تفکری است که شخصیت آن دنبال می‌کند. کاری که در این پایان‌نامه آغاز کرده‌ایم تا حدودی فراتر از مرز ادبیات است؛ بدین-صورت که علاوه بر بررسی شخصیت بر اساس اصول ارائه شده، به بررسی آزاد و محتوایی شخصیت‌ها پرداخته‌ایم. بر این اساس توانستیم به شناخت بیشتری از شخصیت دست یابیم و نگاه به شخصیت را از سطحی به عمقی برسانیم. رضا جولایی از جمله نویسندگانی است که داستان‌های او شخصیت‌های خاصی را می‌طلبد. از آنجا که بر روی آثار این نویسنده، آن‌طور که باید کار نشده، به سراغ داستان‌های او رفته‌ایم، تا علاوه بر شناخت شخصیت‌های متفاوت، به شناساندن نویسندگان گمنام نیز بپردازیم.