امارت بابان یک حکومت محلی‌‌کُرد بودکه بر بخش بزرگی از سرزمین کُردستان از جمله شهرزور وسلیمانیه کنونی در فاصله‌ی قرن‌های یازدهم تا سیزدهم هجری برابر با قرن‌های شانزدهم تا نوزدهم میلادی حکمرانی می‌کرد،این امارت همانند سایر امارات کُرد در نتیجه‌ی تقابل دولت‌های صفوی وعثمانی بعداز نبرد چالدران(920ه.ق/1514.م)وتحولات بعد از آن،ازجمله‌ سوءسیاست شاهان صفوی تابع امپراتوری عثمانی شد،بعدازعهدنامه‌‌ی ‌صلح‌زهاب 1049ه.ق/1639.م‌که تقریباً مرزهای دوکشورترسیم شده وپاشانشین[پاشالیک]بغداد توسط عثمانی به وجود آمد.از آن زمان به بعدامارت بابان بیشترزیرنظر وزیر بغدادقرار گرفت، امارت بابان در مناسبات ایران وعثمانی از اواخر دوره‌ی صفویه نقش داشت ونخستین بار سلیمان ببه(بابان)در دوره‌ی شاه سلطان‌حسین‌صفوی عامل تنش دیپلماتیک بین دو کشور بود،در دوره‌ی ورود افاغنه به ایران وسقوط صفویان، بابان‌ها موفق به فتح غرب ایران وکُردستان اردلان شده وچندین سال برآن حکومت کردند،با ظهور نادرشاه افشار آن‌ها از منطقه اخراج وسرزمین بابان چندین بار توسط وی تصرف ورابطه‌اش‌ با بابان‌ها نسبتاً تیره‌ بود. بابان‌ها دردوره‌ی زندیه رابطه‌ی دوستانه‌ای با کریم‌خان زند برقرار کرده و حتی به کمک ودستور کریم‌خان علاوه بر کُردستان بابان بر کُردستان اردلان حکمرانی کردند، با مرگ وی بابا‌ن‌ها موقتاً ناچار به گرایش به سوی وزیر بغداد وعثمانی شدند. ابراهیم پاشا بابان در سال 1198ه.ق شهر سلیمانیه کنونی را بنا نهاد. در دوره‌ی فتحعلی‌شاه قاجار عبدالرحمن پاشای بابان چندبار توسط وزیر بغداد عزل شد وهر مرتبه توسط ایران به قدرت برمی‌گشت. با مرگ عبدالرحمن پاشا، محمودپاشا‌ فرزندش به همان شیوه عمل کرد و بارها بامداخله‌ی ایران وبخصوص حاکم کرمانشاه،شاهزاده محمدعلی میرزا(دولتشاه) ودر ادامه،عباس‌میرزای ولیعهد،به حکومت بابان رسید وباعث درگیر‌های مرزی دو کشور شد.اما با مرگ عباس میرزا وفتحعلی شاه و از زمانی که بین دو کشور عهدنامه‌ی صلح دوم ارزنه‌الروم 1263ه.ق/1848.م برقرارشد،دست ایران از حمایت امارت بابان کوتاه گردید، به‌دنبال آن دولت عثمانی با انجام سیاست اصلاحات وتنظیمات و تمرکزگرایی اداری،به ادامه‌ی حیات امارت بابان ونقش آن در روابط دو کشورخاتمه داد.