موضوع فضاهای عمومی در شهرهای امروزی، از جنبه‌های گوناگونی مورد توجه قرار گرفته است. در بسیاری از پژوهش‌ها، انتقادات زیادی از فضاهای عمومی موجود در شهرها مطرح شده است. یکی از این موارد، اشاره به این موضوع است که فضاهای عمومی موجود در شهرهای امروزی به سمت خصوصی‌شدن پیش‌رفته اند و یا تحت مدیریت و کنترل زیاد قرار گرفته‌اند و واجد عمومیت لازم برای برقراری تعاملات اجتماعی و جامعه‌پذیری نیستند. از جمله ضعف‌های چنین انتقاداتی، گرایش به توصیف کمبود عمومیت بدون تعریف دقیق مفهوم آن و بدون فراهم ساختن ابزاری برای تحلیل عمیق ابعاد مختلف این مفهوم است که مقایسه‌ی دو فضای عمومی را مشکل ساخته است. از طرف دیگر در بسیاری از پژوهش‌ها به منظور تبیین نقش و جایگاه فضاها لازم است تا میزان عمومیت آن‌ها نسبت به‌هم سنجیده شود. ضمن آن‌که مداخله در فضا و ارتقای کیفیت آن نیز باید متناسب با میزان عمومیت آن باشد. بنابراین پژوهش در این زمینه ضروری است. عرصه‌ی عمومی و درجه‌ی عمومیت آن وابسته به معیارها و مولفه‌هایی است که آن را شکل می دهند. از‌این‌رو تشخیص این عوامل و تفسیر سهم آن‌ها در جهت افزایش درجه‌ی عمومیت و ارائه روش‌هایی برای ارزیابی و سنجش عمومیت فضاها به گونه‌ای که بتواند امکان مقایسه بین آن‌ها را فراهم کند، در بخش اول تحقیق مورد توجه قرار گرفت. بررسی مفاهیم و مباحث بیان شده در نسبت با هدف پژوهش مشخص کرد که موضوع عمومیت تابعی از مولفه‌هایی است که بخشی از آن‌ها کمی و بخشی کیفی‌اند. ویژگی‌های کالبدی فضا و سازمان‌دهی‌های آن از جمله عوامل کیفی است که قابل سنجش با سایر عوامل نبود. بنابراین این عامل به صورت کیفی و در ترکیب با شناخت فضا مورد توجه قرار گرفت. معیارهای دیگر عمومیت شامل مالکیت و عملکرد، تنوع، عدم وجود کنترل و نظارت رسمی، حضور نظارت عمومی و اجتماعی، دسترسی‌پذیری و نفوذپذیری معرفی شدند که سعی شد تا توسط شاخص‌هایی به صورت کمی مورد سنجش قرار گیرد. به منظور بررسی میزان تأثیر این عوامل و کاربرد آن‌ها از روش تحلیل سلسله‌مراتبی برای سنجش استفاده شد. نقش تعریف شده برای میدان فاطمی در مرکز منطقه‌ی شش تهران در چشم انداز آتی و در اسناد فرادست به صورت یک فضای پیاده‌ی عمومی و موثر در تقویت جامعه‌پذیری و ارتقا عرصه‌ی عمومی، فرصتی فراهم کرد تا طراحی و مداخله در فضا با توجه به ارزیابی و سنجش عمومیت و با هدف افزایش آن صورت گیرد. سنجش عمومیت فضا در قسمت‌های مختلف آن، نشان داد که هریک از آن ها سطوح متفاوتی از عمومیت را دارند و بنابراین مداخله در بخش‌های مختلف فضا در جهت ارتقای عمومیت آن صورت گرفت. افزایش تنوع در فعالیت‌ها از نظر نوع، مقیاس عملکردی، ساعات فعالیت و تنوع مخاطبان آن‌ها، افزایش دسترسی‌پذیری و نفوذپذیری فیزیکی و بصری از طریق ایجاد نقش پیاده برای فضا و مداخلاتی در جداره‌های غیرفعال آن از ویژگی‌های طراحی در جهت افزایش عمومیت آن است.