این رساله توسعا به واقع گرایی اخلاقی، که یکی از مهمترین مباحث مطروح در فرا اخلاق است، می‌پردازد. اصطلاح واقع گرایی در معانی متفاوتی به کار رفته و در حوزه‌های مختلف وجودشناسی، معرفت شناسی و دلالت شناسی کاربرد دارد. این نوشتار صرفاً واقع گرایی را از منظر وجود شناسانه بررسی می‌کند. واقع‌گرایی در حوزه اخلاق به رویکردی اطلاق می‌شود که خاصه‌های سبک اخلاقی را خصوصیات واقعی امور یا افعال و جزئی از اثاثه عالم خارج می‌داند و بر آن است که پاسخ‌ پرسش‌های اخلاقی مستقل از ما و اندیشه‌ ما درباره آنهاست. بنا بر این دیدگاه نظریات اخلاقی باورهایی هستند که صدق یا کذب آنها را می‌توان براساس اموری در جهان پیرامون تعیین کرد و پاسخ صحیح به مسائل اخلاقی "در گرو کشف ارزشی است که از قبل در عالم خارج و جود داشته است". این نگرش، که در آن ارزش‌های اخلاقی صحیح به جای جعل باید کشف شوند،‌ در نهایت ایده واقع‌گرایی اخلاقی را در پی خواهد داشت، که واقعیت‌های اخلاقی را موجود و آنها را مستقل از هرگونه تصمیم‌گیری و داوری اخلاقی می‌داند و معتقد است که رسیدن به صدق و کذب آنها نیز از همین طریق امکان پذیر خواهد بود. هدف نیز در این رویکرد رسیدن به این حقایق اخلاقی است. به بیانی دیگر، واقع‌گرایی اخلاقی آراء اخلاقی را صدق و کذب پذیر و معرفت بخش می‌داند و گزاره‌های اخلاقی را حاکی از واقعیتی در عالم خارج‌ می‌داند، نه اینکه آنها تنها گزاره‌هایی بیانگر احساسات و عواطف ما باشند. فصل سوم از این نوشتار اختصاص دارد به آنچه مور درباره طبیعت گرایی و نقد آن مطرح کرده است. مهمترین ایراد او به طبیعت گرایان این است که آنها برخلاف کوششی که داشته اند نتوانسته اند تعریف درستی از خوبی ارائه دهند و این پرسش که خوبی چیست همچنان به صورت پرسش گشوده ای باقی مانده است. بخش دوم از همین فصل به بررسی رأی مکی، یکی از فیلسوفان غیر واقع گرای معاصر، و ایرادهایی که او به واقع گرایی وارد کرده است می پردازد. او معتقد است که چون خاصه های اخلاقی در جهان پیرامون وجود ندارند، هر حکمی که درباره آنها صادر شود ناموجه و از اساس اشتباه است. تنها می توانیم به نحو بین الاذهانی درباره این امور بحث کنیم. جان هنری مک داول فیلسوف اخلاقی است که معتقد به غیر طبیعت گرایی یا نا طبیعت گرایی، یکی از شاخه های واقع گرایی، است و در این زمینه مباحث مهمی را مطرح کرده است. پس از مور که درصدد رفع مشکلات طبیعت گرایی برآمده بود، مک داول نیز سعی بر این داشت که نظریات تکمیلی ای در این زمینه ارائه دهد. در فصل چهارم با هدف آشنایی بیشتر با مک داول، علاوه بر ارائه برخی از مهمترین نظریات او، از جمله حساسیت گرایی و فضیلت گرایی و نقد تجزیه پذیری، پاسخ او به مکی در ردّ انتقاد او به واقع گرایی به تفصیل آمده است.
کد نوشتار : 243225