با توجه به کاستی های موجود در آموزش زبان عربی با روش های جدید در دانشگاه های ایران، در پژوهش حاضر تدریس ادبیات معاصر عربی را با رویکرد ارتباطی پیشنهاد داده و تأثیر آن در رشد توانش ارتباطی نمونه آماری را بررسی نموده ایم. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی تأثیر این رویکرد در تدریس ادبیات معاصر عربی به دانشجویان ایرانی است. سوال‌های پژوهش عبارتند از: 1ـ گنجاندن ادبیات معاصر عربی در برنامه آموزش زبان عربی به دانشجویان ایرانی چه فایده‌ای دارد؟ 2ـ چگونه می‌توان ادبیات معاصر عربی را با رویکرد ارتباطی به دانشجویان ایرانی تدریس نمود؟ 3ـ تدریس ادبیات معاصر عربی با رویکرد ارتباطی چه تأثیری در توانش ارتباطی دانشجویان ایرانی دارد؟ بنابراین، این تحقیق دارای دو بُعد نظری و میدانی است. در بُعد نظری آن، پس از بررسی رویکرد ارتباطی، به سوال اول و دوم یعنی جایگاه ادبیات در آموزش زبان های خارجی، و همچنین نحوه تدریس ادبیات با روش ارتباطی پرداخته‌ایم. در بُعد میدانی پژوهش و در پاسخ به سوال سوم، 20 دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1390ـ1391 به صورت تصادفی انتخاب شدند. با انتخاب گروه آزمایش به صورت تصادفی، در دو نیمسال متوالی (نیمسال سوم و چهارم) به تدریس ادبیات معاصر عربی با رویکرد ارتباطی پرداختیم و گروه گواه طبق روش معمول در دانشگاه های ایران در این درس آموزش دیدند. با پیش آزمون نسبت به همگن بودن دو گروه اطمینان حاصل شد و از طریق اجرای همان آزمون در دو مرحله دیگر (پایان نیمسال سوم و چهارم) روند رشد سطح توانش ارتباطی دو گروه سنجیده شد. با استفاده از نرم افزار SPSS از طریق روش آماری Split–plot ANOVA داده های پژوهش مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفت. نتایج پژوهش در سطح معناداری (0/15 =α) حاکی از آن است که تفاوت معناداری در نمرات دو گروه در سه مهارت خواندن، نوشتن، و صحبت کردن وجود دارد که بیانگر تأثیر مثبت تدریس ادبیات معاصر عربی با رویکرد ارتباطی در بهبود این مهارت ها می باشد. اما در مهارت شنیدن تفاوت معناداری ملاحظه نشد که می توان علت آن را به محدودیت های پژوهش نسبت داد.
کد نوشتار : 232442