عاطفه، مهمترین عنصر سازنده شعر است و خواننده نیز بیشترین تأثیر را از جنبه عاطفی آن می‌گیرد. اگر عناصر صوری یعنی خیال، زبان و موسیقی، حسّ زیبایی پسندی مخاطب را اقناع می‌کنند، عاطفه به باطن او نقب می‌زند و زیبایی‌های معنوی‌ای را که پنهان‌تر و البته متعالی‌تر از زیبایی صورت هستند، نشانش می‌دهد. انسان بنا بر سرشتی که دارد، دوست دارد دیگران در عواطف او شریک باشند و او نیز البته چنین همنوایی‌ای با همنوعان خویش حس می‌کند. هنر، وسیله این همنوایی است و پلی که بین عواطف هنرمند و مخاطب ساخته می‌شود. . گاهی عنصر «عاطفه» اصلی ترین نقش را در محور تبدیل زبان قراردادی به زبان شعر دارد و حتی ممکن است از عناصر دیگر شعرساز از قبیل انواع ایماژ یا مجاز و...به هیچ وجه استفاده نشود اما زبان به اعتبار کارکرد زیبای «عاطفی» به شعر تبدیل شود. عاطفه آن حالت احساسی است که از وقایع بیرونی یا ذهنی به انسان دست می‌دهد. واکنش انسان در برابر رخدادهای عینی، حالت عاطفی انسان است. گریستن، خندیدن، اندوه، شادی، تعجب، تأثر، امید، یأس و ... مصادیق عاطفه اند که در وجود آدمی به صورت ملموس دیده می‌شوند. شعرهای امین پور را تصویرهای حسی و عاطفی پر کرده است و همین تصویرهای حسی است که به شعر وی وجهی عاطفی می بخشد. شاعر برای بیان عواطف و احساسات خود از انواع صور خیال بهره می گیرد، بیشترین عنصر خیالی که در دفاتر شاعر نمود پیدا کرده است تشبیه است و پس از تشبیه، استعاره زیبایی را در شعر پدید آورده است. عناصر عاطفی در 4 دفتر شعر امین پور به شکل های (خشم و نارضایتی، ترس، غم و اندوه، یأس و امید، نوستالژی و عشق و...) نمود پیدا کرده است.
کد نوشتار : 240886