هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین ویژگی های شبکه اجتماعی، قدرت اجتماعی و انگیزش به کار است و با استفاده از رویکرد شبکه های کل (کامل) در یک شرکت خصوصی در شهر تهران به انجام رسیده است. چهارچوب مفهومی مطالعه ما بر تمایز قدرت رسمی و غیر رسمی استوار است.در این پژوهش روابط رسمی و غیر رسمی کلیه کارکنان شرکت بررسی ودر 3 سطح کلان، میانی و خرد تحلیل شده است. انگیزش به کار نیز در سه بعد،بعد فردی،بعد شرایط کار و بعد ویژگی های مربوط به کار مورد سنجش قرار گرفت.جمع اوری داده ها با استفاده از 2 پرسشنامه ی شبکه و انگیزش به کار صورت گرفت، و برای تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای UCINET،SPSS و EXCEL استفاده شد. اطلاعات شبکه بر مبنای 31 ماتریس داده 63در 63 انجام شد و درجه مرکزیت کنشگران که بیانگر میزان قدرت آنان در سازمان است، بر مبنای 3 شکبه مشورت، اعتماد و دوستی که از پیوند های دو سویه تشکیل شده اند و 2 شبکه متشکل از پیوند های یک سویه (مشورت دهی و مشورت گیری) محاسبه شد. در میان پیوند های بررسی شده ،نقش پیوند های اعتماد را دربرقراری ارتباطات ازدیگر انواع پیوند مهمتر یافتیم و درتبیین انگیزش به کار از سهم بالاتری برخوردار است. نتایج حاکی از ان است که درجه مرکزیت افراد در شبکه هایی که از پیوند های دوسویه تشکیل شده اند با انگیزش به کار و ابعاد ان ارتباط دارند.همچنین به رابطه میان متغیر قدرت رسمی و غیر رسمی پی بردیم. در نهایت بالارفتن میزان قدرت در سازمان مورد بررسی، موجب بالارفتن انگیزش به کار افراد شده است.وعلاوه بر ان در میان متغیر های زمینه ای هزینه زندگی با انگیزش به کار رابطه داشته و سهم مهمی در تبیین ان دارد.
کد نوشتار : 211397