در پی ظهور و گسترش امواج اسلام گرایی و با پیروزی انقلاب اسلامی ایران? در آسیای مرکزی نیز هرچند حاکمیت کمونیسم قرار داشت ولی شاهد بروز تحولات در تاثیر پذیری از این جریان بود ، پایان نظام دو قطبی و جنگ سرد این شرایط را مهیا تر ساخت. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان برنامه های نوسازی کمونیستی شرایط را برای فعالیت بنیادگرایان بهبود بخشید رهبران بازمانده از دوران کمونیسم که در پرتو تحولات جدید می کوشیدند قدرت خود را به نام رهبران حکومت های ملی حفظ کنند ? اسلام سیاسی را مهترین رقیب خود یافتند. هراس آمریکا و روسیه از توسعه نفوذ معنوی ایران در منطقه سبب بزرگ نمایی خطر و تهدید اسلامی در منطقه گردید ?با توجه به گسترش و عمق نفوذ باورهای دینی در مردم منطقه هر دو کشور تلاش کردند این تهدید را از ظرفیت واقعی آن بزرگ تر نشان دهند. حضور میلیون ها نفر از اهل سنت در آسیای مرکزی و عده اندکی از مسلمانان شیعه مذهب به خوبی نشان دهنده نیروی واقعی (تهدید اسلامی ) از سوی جمهوری اسلامی ایران پس از فروپاشی اتحاد شوروی بوده است .برای مردم منطقه نیز باورهای اسلامی بیش از آنکه جنبه سیاسی داشته باشد به عنوان مجموعه ای از هنجار های فردی و جمعی غیر سیاسی برآورده شده است .نگاه رهبران آسیای مرکزی از اسلام درواقع اعتراف به این واقعیت بود که پس از خط بطلان کشیده شدن برایدئولوژی مارکسیسم و لنینیسم ، جامعه در یک خلا معنوی قرار گرفته بود که پر نکردن آن ممکن بود به بروز وگسترش رگه های افراطی از اسلام منجر شود . در عین حال بهره گیری از اسلام بعنوان یک عامل هویت ساز دردوره ای که جمهوری های مستقل آسیای مرکزی درصدد بازسازی هویت خویش هستند را نباید از نظر دور داشت.امروزه در آسیای مرکزی لایه های مختلف هویت طلبی اسلامی درحال قدرت گرفتن است . نهادهای دولتی در پی این هستند که اسلام حکومتی(یعنی لایه هویتی اسلام گرایی که منافع حاکمان ونظام های سکولار رابه چالش جدی نمی کشند) را تقویت کنند ولی عوامل تندرو هم با الهام از تحولات جهان اسلام قدرتمندتر می شوند باوجود این فضا چشم اندازی چالش زا در عرصه هویت طلبی اسلامی برای آسیای مرکزی قابل تصور است.
کد نوشتار : 255571