این رساله، به بررسی چهار موضوع مهم در حوزه اقتصاد کلان ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه متکی به صادرات نفت می‌پردازد. در مرحله اول، به منظور بررسی عوامل موثر بر نرخ تورم ، ما دو مدل مختلف را با استفاده از برخی از تکنیکهای اقتصاد سنجی نظیر آزمون‌های ریشه واحد، آزمون‌های هم‌انباشتگی و مدل تصحیح خطا مورد ارزیابی قرار دادیم. یافته‌های ما نشان می‌دهند که قیمتهای خارجی، GDP ، نرخ ارز و جنگ تحمیلی با عراق دارای تأثیرات معناداری بر روی سطح قیمتها در بلندمدت می‌باشند. علاوه بر آن رشد پول، رشد تولید نفت و رشد GDP غیر نفتی، دارای تأثیرات معناداری بر نرخ تورم در بلند مدت بوده‌اند. در مرحله دوم، ما اثرات کوتاه مدت و بلند مدت اندازه دولت و صادرات را بر روی رشد اقتصادی ایران را با ستفاده از رویکرد ARDL مورد مطالعه قرار می‌دهیم. نتایج نشان می‌دهند که هم در بلند مدت و هم در کوتاه مدت، منحنی آرمی در مورد اقتصاد ایران، معتبر بوده و اندازه دولت، جهت رسیدن به سطوح بالاتر رشد اقتصادی بایستی تعدیل گردد. بعلاوه صادرات کل، میزان صادرات نفتی و نیز قیمتهای نفت دارای تأثیرات مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی در کوتاه مدت و بلندمدت می‌باشند. در مرحله سوم، روابط پویای بین درآمدها و مخارج دولت و نیز چگونگی واکنش آنها به شوکهای قیمت (درآمد) نفت با استفاده از برخی مدلهای اقتصادسنجی، نظیر VAR، SVAR و VECM برای دو گروه مختلف از متغیرها، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج داده‌های سالیانه برای گروه اول از متغیرها یک علیت یک سویه را از سمت نسبت درآمدهای دولت به GDP به سمت مخارج کل دولت به GDP نشان می‌دهند. نتایج داده‌های فصلی برای گروه دوم از متغیرها وجود یک علیت قوی از سمت درآمدهای دولت به سمت مخارج دولت (هم جاری و هم سرمایه‌ای) را در اقتصاد ایران نشان می‌دهند. علاوه بر آن، یافته‌ها نشان می‌دهند که درآمدهای دولت، مخارج دولت و عرضه پول، عوامل موثر بر سطح قیمتهای داخلی در اقتصاد ایران می‌باشند. در مرحله چهارم ما به بررسی اثر تحریمهای US و EU بر روی متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان و نیز سیستم سیاسی ایران می‌پردازیم. نتایج مدلهای VAR نشان می‌دهند که اثرات تحریمها در کوتاه مدت معنادار هستند ولی در بلند مدت به دلیل تعدیلات انجام یافته در ساختار اقتصاد، معناداری خود را از دست می‌دهند.
کد نوشتار : 200841