هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر موسیقی و سروصدا بر عملکرد درون گرایان و برون گرایان در آزمون های شناختی با توجه به محیط مطالعه ی قبلی بود. جامعه مورد مطالعه دانش جویان دوره ی کارشناسی رشته ی علوم تربیتی ورودی 91-89 دانشگاه تربیت مدرس تهران بود. با توجه به حجم کم جامعه تمام افراد جامعه به صورت سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند، و به پرسش نامه شخصیت آیزنگ (1975) و پرسش نامه محقق ساخته ی محیط مطالعه ی قبلی پاسخ دادند، از بین این تعداد در کل 84 نفر به صورت گرایش بیشتر به درون گرایی و برون گرایی تشخیص داده شدند که از این تعداد 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و به صورت 30 نفر درونگرا و 30 نفر برون گرا برای شرکت در آزمایش انتخاب شدند که هر گروه بر اساس شرایط مطالعه ی قبلی به سه گروه 10 نفره جهت جایگزینی در طرح آزمایشی تفکیک شدند. نتایج تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس طرح درون آزمودنی– بین آزمودنی مکرر، نشان داد که عملکرد درون گرایان در شرایط سکوت و عملکرد برون گرایان در شرایط وجود موسیقی بهتر بود. همچنین نتایج نشان داد که در حالت کلی عملکرد هر دو گروه درون گرایان و برون گرایان در شرایط وجود سروصدا بدتر از شرایط موسیقی و سکوت بود و عملکرد دو گروه درون گرایان و برون گرایان در شرایط سروصدا تفاوت معناداری با هم نداشت. از دیگر یافته های پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل واریانس طرح درون آزمودنی– بین آزمودنی مکرر دو راهه، این بود که شرایط محیط مطالعه ی قبلی تاثیر چندانی را بر عملکرد شناختی درون گرایان و برون گرایان نداشت، بر اساس این یافته، نتایج نشان دادند که گرایش درون گرایان به مطالعه و عملکرد بهتر در سکوت و گرایش برون گرایان به مطالعه و عملکرد بهتر در شرایط موسیقی امری فطری می باشد.
کد نوشتار : 205993