در سالیان اخیر تعلق‌خاطر کاری یکی از موضوعات مورد علاقه مشاوران و پژوهشگران حوزه رفتار سازمانی و منابع انسانی بوده است. این علاقه‌مندی مرهون وجود یافته‌های علمی حاکی از تاثیرگذاری چشمگیر تعلق‌خاطر کاری بر نتایج عملکردی کسب و کار و در عین حال پایین بودن سطح تعلق خاطر کارکنان در سازمان‌ها بوده است که این امر خود هزینه‌های میلیارد دلاری در قالب بهره‌وری از دست رفته برای سازمان‌ها در برداشته است. عوامل مختلفی (از جمله الزامات شغلی، منابع شغلی، منابع شخصی) به عنوان پیش‌آیندهای تعلق خاطر کاری و همچینین عوامل مختلفی (از قبیل تعهد سازمانی، رضایت شغلی، رفتار شهروندی سازمانی و...) به عنوان پیامدهای تعلق خاطر کاری بیان شده‌اند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف تبیین پیش‌آیندهای تعلق خاطر کاری و همچنین بررسی نقش تعدیل‌گری فرهنگ سازمانی با استفاده از روش پژوهش ترکیبی تبیینی انجام شده است. نتایج بخش کمّی پژوهش نشان داد که منابع شغلی (استقلال وآزادی عمل، حمایت اجتماعی، بازخورد، مربی‌گری سرپرستی، فرصت‌های رشد و یادگیری) و منابع شخصی (خودبسندگی، شخصیت پیش‌قدم، وظیفه‌شناسی) به عنوان پیش‌آیندهای تعلق خاطرکاری مطرح هستند و این دو پیش‌آیند بخش زیادی از تغییرات تعلق خاطر را تبیین می‌کنند. رابطه بین الزامات شغلی (فشار کاری، الزامات ذهنی، الزامات عاطفی) و منابع سازمانی (ارتباطات و توازن کار- زندگی) و همچنین نقش تعدیل‌گری فرهنگ سازمانی تایید نشد. به همین منظور و در راستای تبیین موارد و همچنین تعمیق یافته‌های پژوهش، بخش کیفی با بهره‌گیری از مصاحبه‌های عمیق انجام شد. تحلیل مضامین مصاحبه‌ها نشان داد که ویژگی‌های فردی (منابع شخصی) و ویژگی‌های شغل با ترکیب با یکدیگر علاقه‌مندی به شغل را موجب می‌شوند و علاقه‌مندی به شغل باعث احساس معنی‌داری می شود. منابع سازمانی به عنوان عوامل مداخله‌گر و شایستگی و حمایت سرپرستی و حمایت همکاران به عنوان عوامل زمینه‌ای در ایجاد حس معنی‌داری مطرح هستند. تجربه کردن حس معنی داری در شغل به ایجاد حالت تعلق خاطر کاری منجر می‌شود.
کد نوشتار : 202809