ارتباط اسطوره و هنرهای تجسمی، با حجم بسیار زیادی از بُن مایه های اساطیری که از طریق نقش ها باقی مانده اند به خوبی مشخص می‌شود. از سویی، در روایات اساطیری اگرچه زمان بسیار دیر و مکان بسیار دوردست به نظر می رسد؛ اما اسطوره به دلیل ماهیت بی‌زمانی، بی‌مکانی و بی‌مرگی خود، تأثیر زیادی بر هنر و طراحی معاصر داشته است. هدف این پژوهش گسترش مطالعات بصری و یافتن راه‌حل‌هایی نوین در ارتباط تصویری و طراحی گرافیک محیطی از گذر تعامل با اساطیر ایران است که به بررسی نقوش اساطیری انسان‌ریخت و کاربرد آن در طراحی علائم هویتی (شناسایی) می پردازد. پژوهش حاضر از دو روش توصیفی و تحلیلی و شیو? جمع آوری نمونه ها به صورت کتابخانه ای و میدانی/ مشاهده ای استفاده کرده؛ از ابزارهای رویکردهای شمایل نگاری و نشانه شناسی بهره برده است. ابتدا مفهوم انسان و نقوش انسانی در بینش اساطیری مورد بحث قرار گرفته، سپس با بررسی نقوش برجای مانده به مطالع? عناصر تصویری هر نقش می‌پردازد. این موارد با جست و جو در متن های متقدم نظیر اوستا و بُندهش، در پی شناخت درون مایه ها و مفاهیم پنهان موجود در نقوش، همراه گشته است. نتایج این بخش از پژوهش در یک ارتباط دو سویه با طراحی گرافیک محیطی، به تعریف علامت و انواع علائم محیطی و مطالع? سابقه علائم محیطی در ایران پرداخته و در این راستا عملکرد علامت هویتی را مورد معرفی و بحث قرار داده است. این بخش نیز با نگاهی به تعدادی از نمونه های علائم هویتی موجود در کشورهای دیگر همراه گشته تا وجوه گسترد? موضوع مورد مداقه قرار گیرد. نتایج حاصل بر آن است که مطالع? بین رشته ایِ اسطوره و طراحی گرافیک محیطی، در جهت انتقال مفاهیم انسانی جامعه موثر می باشد. بیان معنا در اسطوره و پیام رسانی در طراحی گرافیک محیطی، پیوندی نزدیک میان این دو ایجاد می کند که با ساخت زندگی –به معنای عام آن- در اسطوره و ساخت مکان توسط علائم هویتی، ارتباط میان معنا و فضای شهری را برقرار می سازد.
کد نوشتار : 195702