در این پژوهش مدل روابط برونگرایی و احساس تنهایی با بهزیستی ذهنی با میانجیگری احساس پیونداجتماعی بررسی شده است. فرض شده است که علاوه بر روابط غیر مستقیم که بین این متغیرها وجود دارد، احساس پیوند اجتماعی روابط برونگرایی و احساس تنهایی با بهزیستی ذهنی را میانجیگری می کند. تعداد 365 نفر از دانشجویان کارشناسی دختر دانشگاه اصفهان با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای نسبتی انتخاب شدند و به پرسشنامه شخصیت نئو (Neo-FFI)، مقیاس تجدید نظر شده احساس تنهایی(USLI)، مقیاس تجدید نظر شده احساس پیوند اجتماعی (SCS) و مقیاس های بهزیستی ذهنی شامل پرسشنامه ی عاطفه مثبت و منفی (PANAS) و پرسشنامه ی رضایت از زندگی (SWLS) پاسخ دادند. در این پژوهش برای بررسی فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. شاخص های برازش مدل نشان داد که داده ها به خوبی با مدل برازش دارند و هم چنین، نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد برونگرایی و احساس پیوند اجتماعی به طور مثبت و معنی داری با بهزیستی ذهنی رابطه دارند. در حالی که احساس تنهایی به طور منفی و معنی داری با بهزیستی ذهنی رابطه دارد. هم چنین، برونگرایی به طور مثبت و معنی داری با احساس پیوند اجتماعی و احساس تنهایی به طور منفی و معنی داری با احساس پیوند اجتماعی رابطه دارد. در عین حال، احساس پیوند اجتماعی رابطه برونگرایی و احساس تنهایی با بهزیستی ذهنی را میانجیگری می کند.