رمان اثر نوشته زولا با معرفی گروهی از هنرمندان تصویر خوبی را از موقعیت هنر و به خصوص نقاشی در زمان امپراطوری دوم در فرانسه ارائه می‌دهد. شخصیت های این رمان نمایندگان هنرمندان واقعی قرن 19 هستند و خواستار تحول در نقاشی همزمان با سایر هنرها می باشند که این خواسته با ذوق سنتی بورژوا خوشایند نیست. کلودلانتیه، شخصیت اصلی رمان، یکی از نقاشان امپرسیونیست است که عشقی افراطی به نقاشی دارد. او به د لیل این عشق خانواده خویش را نادیده می گیرد به گونه ای که هنر وی برای همسرش به یک رقیب تبدیل می شود. از سوی دیگر، این عشق جاه طلبی هنرمند را نشان می دهد و همچنین سبب می شود که اودر رفتارهای خود در برابرمدلها و حتی در هنرش خشونت داشته باشد. به علاوه، ناتوانی کلود در خلق شاهکار که از یک سو از وراثت او نشات می گیرد و ازسوی دیگر از جستجوی بیهوده وی برای رسیدن به ایده ال مورد نظرش در نقاشی، او را به سمت شکست سوق می دهد. اما عامل مهم دیگر موثر در شکست هنرمند، شرایط مالی و اجتماعی او است. به این ترتیب، کلود که همانند مانه شروع کرده پایانی همچون ونگوک خواهد داشت. در این تحقیق، ما به مقایسه هنرمند اثر با برخی از هنرمندان رمان های قرن 19 می پردازیم تا نشان دهیم که تقریبا همه آنها ویژگی ها، آرمان ها، مشکلات و در یک کلمه، شرایط یکسانی در جامعه دارند.