در فقه امامیه، نه تنها بر پزشکان، درمان بیماری‌هایی که منجر به فوت‏، نقص عضو و یا نقص قواى جسمانىِ بیمار مى‌گردد واجب است، بلکه بر بیماران نیز، رجوع به پزشک واجب می‌باشد. امّا پزشک على‏رغم تلاش فراوان و هر قدر ماهر باشد، ممکن است مرتکب خطای پزشکی شود و معالجات وی منجر به ایراد خسارات مالى و جانى بر بیمار گردد. سوال این است؛ پزشک ماهر، در صورتی که در مداوا خطا کند، آیا مسئول اعمال خویش و به تعبیر دیگر، ضامنِ جبران خسارات وارده مى‏باشد یا نه؟ فقها در پاسخ به این سوال، در دو وجه، سه رأی متفاوت دادند: وجه اول، قائل به ضمان پزشک خطاکار می‌باشند: شخصِ پزشک، مطلقاً ضامنِ رد خساراتی است که به سبب خطای وی، وارد شده است. عمل وی مشمول برخى از ادله‌ی فقهی از جمله‌: احادیث ضمان طبیب، اطلاق احادیث اجیر، دخول جنایت. علاوه بر این ادلّه، قواعد فقهی مویداتی بر ضمان پزشک می‌باشد. حتّی برخی از فقها در این مساله ادعاى اجماع کرده‌اند. وجه دوم: در تفصیل اول این وجه؛ طبابت، مطلقاً ضمان‌آور نیست. قاعده‌ی احسان و اصل برائت، دلایلی بر برائت ذمه می‌باشد. همچنین در این دیدگاه، اگرچه پزشک شرعاً موظف به درمان بیمار است، امّا در این راه به حصول نتیجه بهبودی، متعهد نشده است. در تفصیل دوم پزشک ابتدائاً ضامن هرگونه خسارت می‌باشد امّا در صورت گرفتن برائت از ضمان خلاصی می‌یابد. به عبارت دیگر برائت وی به مقتضای شرط اخذ برائت می‌باشد. مبنای برائت در اینجا، روایات ضمان پزشک و قواعد عمومی عسر و حرج مى‏باشد، چرا که پزشک در صورت ضمان، حاضر به معالجه نخواهد شد. با بررسی ادله، یافتیم که ادله‌ی عدم ضمان پزشک در صورت اخذ برائت از قوت بیشتری برخوردار هستند. لذا لازم است پزشکان قبل از درمان، از مریض یا ولى او -و همچنین دامپزشک از صاحب حیوان،- برائت کسب نمایند.
نمایه ها:
ضمانت | 
اذن | 
ابراء | 
احسان |