درباره‌‌ی ماهیت وحی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: 1- دیدگاه گزاره‌ای که براساس آن وحی مجموعه‌ای از حقایق است که در احکام یا قضایا بیان گردیده است. 2- دیدگاه تجربه‌ی دینی که براساس آن، وحی آموزه‌ای الهی نیست، بلکه تفسیر تجلّی باطنی و ترجمان تجربه‌ی دینی پیامبر است. این دیدگاه بر مواجهه‌ی پیامبر با خدا تأکید می‌کند و سرشت وحی را همین مواجهه می‌داند. شهید مطهری معتقد است پیامبر(ص) در فرایند وحی دارای صعود و نزول می‌باشد. پیامبر در حالت صعود روح، حقایق و پیام‌هایی را از جانب خدا دریافت می‌کند، آنگاه این حقایق در مراتب وجود پیامبر تنزّل کرده و به شکل امری حسی درمی‌آیند و معنای نزول وحی همین است. وی الفاظ و معانی قرآن را الهی و وحیانی می‌داند. در مقابل ابوزید وحی را فاقد سرشت زبانی می‌داند، پیامبر معنا را از جبرئیل دریافت کرده، به آن صورت زبانی می‌بخشد. وی می‌گوید کلام‌الله به پیامبر وحی شده است؛ اما آنکه از کلام‌الله تعبیر می‌کند و به آن ساخت عربی می‌دهد پیامبر است. در این نوشتار سعی گردیده دیدگاه‌های شهید مطهری و نصرحامد ابوزید در مسائلی مانند ماهیت وحی، نقش پیامبر در فرایند وحی، رابطه‌ی وحی با واقعیت و فرهنگ زمانه، و شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه‌های ایشان، مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد.
کد نوشتار : 185623