گستره مورد مطالعه در شهرستان میناب در خاور استان هرمزگان، و در فصل مشترک دو پهنه ساختاری – رسوبی زاگرس و مکران واقع شده است. دگرریختی اصلی در گستره مورد مطالعه با سازوکار چین‌خوردگی و گسلش صورت گرفته است. ساختارهای ناحیه که تاقدیس‌ها و ناودیس‌های موازی هستند دارای روند عمومی شمالی-جنوبی تا شمال باختری-جنوب خاوری می‌باشند. بیشترین تغییرات در محدوده مطالعاتی در اطراف گسل میناب می‌باشد. رشد چین‌ها تحت تأثیر گسل‌های معکوسی است که مرتبط با گسل میناب می‌باشند. در این تحقیق که در محدوده سد میناب و پیرامون آن صورت گرفته، در راستای نیل به اهداف، پژوهش در دو مرحله دنبال شده است. ابتدا فعالیت نوزمین ساختی منطقه مورد بررسی قرار گرفته و سپس جهت ارزیابی نفوذپذیری و فرار آب از توده‌های سنگی مخزن سد میناب مطالعات دفتری و میدانی صورت گرفته است. در بررسی زمین ساختی و فعالیت‌های نوزمین ساختی منطقه، گسل میناب مورد مطالعه قرار گرفت. گسل میناب در بخش شمالی خود، رسوبات کواترنری را تحت تأثیر قرار داده و آن‌ها را قطع کرده است. در یک مورد در خاور جاده میناب – بندرعباس و نزدیکی روستای دم‌شهر جایی که گسل میناب مرز آبرفت و کوه می‌باشد، شواهدی از این گسل بر روی رسوبات کواترنری در ترانشه حفر شده جهت پروژه‌های عمرانی مشاهده می‌شود و همچنین آثار برشی این گسل در تراس رودخانه‌ای در شمال خاوری روستای دم شهر بیانگر فعالیت کواترنری این گسل می‌باشد. از دیگر شواهد فعالیت‌های این گسل می‌توان به دگرریختی‌های ترشیری-کواترنری مرتبط با این گسل از جمله: 1) جابجایی راستگرد به میزان حداکثر 1/5 متر در گنگلومرای میناب به سن پلیوسن و لایه‌های ماسه‌سنگی خکو ، 2) آثار و شواهدی از روراندگی‌هایی با جابجایی در مقیاس سانتیمتر در نزدیکی گسل میناب، 3) ساختارهای کینک توسعه یافته توسط تعدادی گسل‌ معکوس منشعب شده از گسل میناب در رسوبات میوسن - پلیوسن، 4) چین‌های مرتبط با راندگی که همگی مرتبط با گسل میناب می‌باشند و در لایه‌هایی به سن میوسن - پلیوسن رخ داده‌اند، 5) لغزش‌های رخ داده در مخزن سد میناب در امتداد گسل میناب و در اثر عملکرد این گسل، اشاره کرد که همگی حاکی از فعالیت‌های جدید این گسل می‌باشند. پس از اثبات فعالیت نوزمین ساختی گسل میناب در محدوده طرح، مطالعات بر روی مرحله دوم پژوهش یعنی ارزیابی نفوذپذیری و فرار آب از توده‌های سنگی مخزن سد با توجه به فعالیت گسل میناب متمرکز می‌شود. در این مرحله توده‌های سنگی اطراف سد در قالب 5 قطعه در هر جناح از نظر دو تقسیم بندی GSI و RQD مورد بررسی قرار گرفتند نتایج بدست آمده حاکی از مقادیر GSI تعیین شده در یک رنج 32 تا 48 برای کل توده‌های سنگی مخزن که شرایط شدیداً بلوکی و بلوکی بهم ریخته را دارا می‌باشند، است که در قطعه‌های مختلف با توجه به جنس و تعداد دسته درزه‌ها و خصوصیات آن‌ها متغییر است. همچنین در این مطالعات، RQD نسبتاً یکنواختی برای توده‌های سنگی هوازده در سطح برآورد شده که از نظر توصیف دییر (Deere,1968) معمولاً متوسط و ضعیف شناخته شده‌اند و در مواردی مثل پهنه خرد شده گسل میناب از نظر کیفیت در درجه خیلی ضعیف معرفی می‌شوند. در ادامه با توجه به RQD بدست آمده جهت تعیین نفوذپذیری توده‌های سنگی و حجم آب نفوذی از این سنگ‌ها از مدل تجربی HC که بر پایه چهار پارامتر RQD، DI، GCD و LPI استوار است استفاده شده است که نتایج بدست آمده به صورت زیر می‌باشد: - ارزیابی نفوذپذیری توده‌های سنگی بر اساس مدل تجربی استفاده شده بیانگر نفوذپذیری بیشتر برای توده‌های سنگی متأثر از فعالیت‌ها و عملکرد گسل میناب در مخزن و همچنین پهنه خرد شده گسل میناب می‌باشد. - بر اساس نفوذپذیری بدست‌ آمده از هر قطعه در دو جناح سد و همچنین Q دبی جریان مربوط به آن‌ها می‌توان گفت که توده‌های سنگی متأثر از گسل میناب و پهنه خرد شده این گسل از مهمترین محل‌ها و همچنین توده‌های سنگی در تکیه-گاه‌های محور سد که در حالت بحرانی دارای گرادیان هیدرولیکی زیادی است و باعث انتقال میزان قابل توجهی آب به درون رودخانه پایین دست سد می‌شود، محل‌های مستعد و اصلی در فرار آب به شمار می‌روند. - دبی جریان آب نفوذی در مخزن در حالت حداکثر تراز آب، با توجه به نفوذپذیری بدست آمده توسط مدل HC و بر اساس حداکثر نفوذپذیری 6- 10×2/93 متر بر ثانیه برابر با 0/062 متر مکعب بر ثانیه می‌باشد که باعث فرار آب 1/98 میلیون متر مکعب در سال می‌شود. - نتایج بر اساس نفوذپذیری تعریف شده (نفوذپذیری آستانه 5- 10)، نشان می‌دهد که دبی جریان آب نفوذی در مخزن در حالت حداکثر تراز آب، با توجه به نفوذپذیری بدست آمده توسط مدل HC برابر با 0/29 متر مکعب بر ثانیه می‌باشد که باعث فرار آب 9/21 میلیون متر مکعب در سال می‌شود.
کد نوشتار : 187484