افغانستان در فاصله سال‌های 1294ش تا 1357ش ( بیشتر از نیم قرن) دستخوش تحولات سریع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده است. روی کار آمدن حکومت‌های دست‌نشانده و غالباً در پیِ توطئه و کودتا، ظلم و ستم به مردم، فساد اداری، وضع قوانین جدید، تغییر قانون اساسی، قلع و قمع دانشمندان و روشنفکران، تبعیض‌های زبانی، نژادی و دینی، اصلاحات شتابزده، افکار کمونیستی سردمداران حکومتی و سرانجام زیاده خواهی‌های مجاهدان، همگی، دست به دست هم دادند تا بسیاری از شاعران و ادیبان افغانستان، بار هجرت بربندند. بدین ترتیب، ادبیاتی خارج از مرزهای افغانستان به نام «ادبیات مقاومت» و پس از آن « ادبیات مهاجرت افغانستان» شکل گرفت. ادبیاتی که روند رو به رشدی داشت و از همان بدو تولد، به سرعت بالید و تبدیل به شاخه‌ای نیرومند و پربار از درخت شعر فارسی گردید. شاعران در جای جای دنیا مسکن گزیدند و هر یک در حدّ توان و وسع خود شروع به آفرینش هنری کردند. آفرینشی برخاسته از تجربیات راستین و عمیق در پس سال‌ها جنگ و بی‌خانمانی. این تحقیق، عمدتاً به بررسی اشعار سی شاعر مهاجر افغانستان می‌پردازد. رویکرد این رساله، رویکردی سبک‌شناختی است و شعر شاعران مهاجر از سه دیدگاه محتوایی، ادبی و زبانی مورد بررسی قرار گرفته و در پی آن، نگارنده به نتایجی دست یافته است.
کد نوشتار : 193588