سازمان‌ها برای کسب مزیت رقابتی پایدار که می‌تواند آن‌ها را در برابر سازمان‌های رقیب، نیرومند، پایدار و استوار نگهدارد، نیازمند یادگیری می‌باشند. سازمان‌ها باید طوری طراحی شوند که همۀ کارکنان در فرایندهای برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و هم چنین تعیین هدف‌ها مشارکت داشته باشند. بنابراین سازمان‌ها باید در صدد تحول خود به سمت سازمان‌های یادگیرنده باشند و توانمندسازی کارکنان می‌تواند به تحقق آن کمک کند. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سازمان یادگیرنده و توانمندسازی کارکنان دانشگاه‌های شهر تهران است. سؤالات پژوهش عبارتند از: 1- وضعیت یادگیرندگی دانشگاه‌های شهر تهران چگونه است؟ 2- وضعیت توانمندسازی کارکنان دانشگاه‌های شهر تهران چگونه است؟ 3- آیا میان سازمان یادگیرنده با توانمندسازی کارکنان دانشگاه‌های شهر تهران رابطه‌ای وجود دارد؟ 4- آیا سازمان یادگیرنده می‌تواند پیش بینی کننده‌ توانمند سازی کارکنان دانشگاه‌های شهر تهران باشد؟ روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود و برای جامعه آماری از بین دانشگاه‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، شش دانشگاه به صورت تصادفی انتخاب شدند، که کارکنان اداری این دانشگاه‌ها 6572 نفر بودند. حجم نمونه از طریق جدول کرجسی و مورگان تعداد 354 نفر انتخاب شدند. نرخ برگشت پرسشنامه‌ها 80% بود. ابزار پژوهش دو پرسشنامه سازمان یادگیرنده براتی(1385) و توانمندسازی کارکنان که بر اساس الگوی اسپریتزر و وتن و کمرون (1992) وخانعلیزاده (1387) آن را تنظیم کرده مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که دانشگاه‌های منتخب از نظر یادگیرندگی و توانمندسازی در مراتب مختلف قرار دارند، دانشگاه‌های تربیت معلم، شهیدبهشتی، تهران، تربیت مدرس، الزهراء و علامه طباطبایی به ترتیب دارای بیشترین میزان یادگیرندگی هستند و دانشگاه‌های تربیت معلم، تربیت مدرس، شهیدبهشتی، تهران، الزهراء و علامه طباطبایی به ترتیب دارای بیشترین میزان توانمندسازی کارکنان می‌باشند. هم‌چنین بین سازمان یادگیرنده و توانمندسازی کارکنان رابطه مثبت و مستقیم قرار دارد، و سازمان یادگیرنده می‌تواند پیش بینی کننده توانمندسازی کارکنان باشد.
کد نوشتار : 204072