بازیگری زن و مرد در واقع رفتارهای آنها در یک محیط فرضی است که اعم از تماس، پوشش، چهره پردازی، حرکات، گفتار و ابراز احساسات آنها در صحنه نمایش می‌باشد.کشور ما با داشتن نظامی مبتنی بر اسلام و اعتقاد بر اینکه فقه امامیه الگوی تمام نمای اداره‌ی یک جامعه‌ی اسلامی، در تمام دوران‌ها می‌باشد، به جهت برآورده نمودن نیاز جامعه‌ی نمایشی و سینمایی کشور اسلامی، نیازمند بازیگری زن و مرد بویژه بازیگری زن با حفظ شئونات اسلامی، در فیلم یا تئاتر خصوصاً در نقش مادر، همسر یا دختر خانواده و نقش‌های متفاوت دیگر در عرصه‌های دیگر هنری می‌باشد. با توجه به اینکه، هنر‌های نمایشی بویژه سینما در حال حاضر ابزاری برای آگاهی و تبلیغ است، به تصویر کشیدن و ارائه‌ی هر آنچه به رشد فکری مردم و ارتقای آگاهی آنان و ترویج فرهنگ اسلامی کمک می‌کند، لازم به نظر می‌رسد. بر این اساس، بازیگری زن و مرد به عنوان یک فعل، بیانگر بسیاری از پیام‌ها و معانی فرهنگی و هنری است. طرح مسئله جایگاه بازیگری زن و مرد درهنرهای نمایشی بویژه هنر هفتم سینما در فقه تشیع، با توجه به بهره مندی‌های گوناگون و اغلب واژگونه و غیر اخلاقی که از این‌گونه هنرهای بسیار مهم و تاثیرگذارجهانی می‌شود و نیز با توجه به ورود، تأثیر و تحمیل خواه ناخواه این هنرها بر زندگی بشری، بسیار ضروری و حائز اهمیت می‌باشد. یادآور می‌شود، علیرغم استفاده از این هنرها در مسیر ابتذال اخلاقی و تعارض با ارزش‌های دینی در دنیای کنونی، توانمندی آنها در تأثیرگذاری مثبت در حوزه‌های اخلاقی و اجتماعی قابل تأمل می‌باشد. هنر‌های نمایشی بویژه هنر هفتم سینما که امروزه به شدت افکار و مظاهر ضد دینی را ترویج و تبلیغ می‌کنند، اگر در خدمت اهداف دینی در آیند و برنامه هایی درجهت مخالفت با احکام و مظاهر دینی نداشته باشند، می‌توانند مورد تأیید علمای دین قرار بگیرند. سوالاتی که در این حوزه حائز اهمیت و قابل طرح کردن می‌باشد، این است که، آیا ذات هنرهای نمایشی مانند: تئاتر و تلویزیون و سینما با دستورات اسلامی و احکام فقهی قابل تطبیق دادن و همخوانی می‌باشد یا خیر؟ در مورد بازیگری زن و مرد و بویژه در مورد حضور زن در فیلم و تئاتر وسینما در احکام فقهی و دستورات اسلامی چه احکام و قوانینی در نظر گرفته شده است؟ در این رساله با توجه به آیات قرآن کریم، روایات معصومین، ادله‌ی عقلی و اجماع فقها، این مسائل مورد بررسی قرار گرفته است.