انسان‌ها ناگزیر از زندگی اجتماعی و تعامل با یکدیگر هستند و زندگی اجتماعی نیز همواره همراه با تفاوت ها و اختلافاتی است که اگر کنترل نشوند، ‌تکامل بشر را دچار اختلال و یا انحراف می کنند. ادیان الهی، که منطبق بر فطرت انسان می باشند، ‌از این نیاز بشر غفلت نکرده اند و در اسلام نیز، اصل مدارا یک راهکار دینی برای تسهیل روابط اجتماعی است، که از آیات قران مجید و روایات معصومین(ع) می توان اصولی را در مورد آن استخراج کرد که به برخی از آنها اشاره می شود: حق محور بودن مدارا، اصل بودن مدارا در روابط اجتماعی، رعایت حداقل‌های دینی در هر شرایطی، حق‌شناس، حق‌‌گرا و عاملِ به حق بودن مدارا کننده، توجه به عالم یا جاهل بودن مدارا شونده،‌ و نیز توجه به مومن یا مخالف بودن و‌ توان جسمی و مرتبه ایمانی او. همراه با بحث مدارا دو مفهوم خشونت و تولرانس نیز مطرح می‌شود، با تکیه بر اصول مدارا می توان مرز مدارا را از خشونت و تولرانس مشخص کرد. از دیدگاه اسلام، مادامی که می‌توان بدون خشونت و صلابت، عدالت را برقرار کرد، اصل با مدارا و رواداری است؛ در غیر این‌صورت نوبت به قاطعیت و شدت در برخورد می‌رسد. آن دسته از احکام اسلام مانند قصاص و جهاد و اعدام مرتد، که ظاهری خشونت‌آمیز دارند، در واقع آخرین راه برای برقراری عدالت در میان انسان‌‌ها هستند. تولرانس‌ نیز اساساً تعهدی نسبت به حقیقت ندارد، در صورتی که مدارا در اسلام ابزاری است برای تعمیق و گسترش حق.
کد نوشتار : 181027